چکیده کنفرانس 8 – مسائل پیرامون نابینایان

5

زمان برگزاري : يكشنبه 28/7/92 برابر با 20/10/2013

مدعوين: آقايان مرياني از فرانكفورت: كارشناس ارشد علوم تربيتي گرايش گفتار درماني در رابطه با روند شكل گيري تشكلهاي نابينايي و بنيانگزاري قانونهاي حمايتي مرتبط با آنها ودكتر صابري مسلط به امور حقوقي، در رابطه با ظرفيتهاي قانون مدني ايران براي ارتقا و بهبود سطح زندگي نابينايان در ايران، صحبت فرمودند.

آقاي مرياني در توضيحاتشان فرمودند: در آلمان دو گونه انجمن وجود دارد يك گروه از انجمنها ايالتي هستند كه فعاليتشان در سطح ايالتي است وعضوهاي اين انجمنها افراد آكادميك و دانشجويان و كارمندان دولت مي باشد و گونه ديگرانجمن سراسري كه از انجمنهاي ديگر نیز عضو آن هستند.ايشان در دو انجمن عضو هستند هم انجمن ايالت خودشان وهم انجمن سراسري در آلمان.

ایشان به بيان تاريخچه جمعيتهاي خودياري پرداختند كه به دو مبحث تقسيم گرديد يكي تاريخچه جمعيتهاي خودياري عمومي، زماني كه وقايع طبيعي مثل زلزله اتفاق مي افتاد گروهكهايي مقطعي تشكيل مي گرديد كه به حمايت افراد آسيب ديده مي پرداختند، ايشان بر اساس مطالعاتي كه داشتند فرمودند اولين گروهكهاي حمايتي براي صنف خودشان گروههايي بودند از كفاشان، در انگليس و در قرن 14، اين گروهها به كار جمعي خود ادامه مي دادند تا به شكل مدرنتر از كار گروهي مي رسيدند. در دهه 30 در سال 1930 زمان بحران اقتصادي، گروه هایي شكل گرفت كه دايره وار در رابطه با بيماران و مشكلات آنها چه رواني يا جسمي تشكيل گرديد، فعاليت اين گروهها خاصه جمعي مشخص بود كه همان مبحث دوم را تشكيل مي داد.

پس از خلاصه شكلگيري جمعيتهاي خودياري ايشان به شكلگيري جمعیتهاي نابينايان پرداختند، فرمودند قبل از قرن 17 اين جمعیتها بسيار ضعيف و صرفا براي رفع نيازهاي اوليه خود یعنی همان مايحتاج اولیه زندگی به صورت دوره گردها از روستايي به روستاي ديگر مي رفتند. آنها موزيسين بودند و ازاين راه درآمد ناچيزي به دست می آوردند. به علت فقر فرهنگي آن زمان، جامعه برخورد مناسبي با آنها نداشت و كاملا ترحمي برخورد مي كرد، حتی خانواده هاي در سطح متوسط براي گريز از اين رفتارها كودكان خود را به يتيمخانه ها مي بردند.

در ادامه ايشان فرمودند اولين مدرسه در سال 1784 در فرانسه و بعد 1804 در اتريش و 1806 در برلين تاسيس گرديد.در اين مدارس به علت نبودن خط بريل و سخت بودن خواندن و  نوشتن اطلاعات عمومي آموزش داده مي شد. در سال 1825 معجزه خط بريل  و آموزش آن در اولين مدرسه در سال 1879 در آلمان بوده است. هنوز همچنان برخوردها ترحمي بوده وموسسات خيريه هدايت اين امور را برعهده داشتند، و تنها كاري كه از نابينايان بر مي آمد اجرا کردن موسيقي در جشنها بوده است.

تقريبا 140 سال پيش در آلمان يك گروه 4 نفره متشکل از يك بينا و سه نابينا تشكيل گردید که با تشویق همان يك بينا گروه تصميم به تشكيل انجمن نابينايان گرفت واساسنامه اي در رابطه با فعاليت نابينايان نوشت. اين اساسنامه داراي 4 ماده بوده است كه يكي از ماده ها شامل بيماري و شرح نابينايي بود . براي در دست گرفتن سرنوشت گروه مورد حمايت، اين اساسنامه تنظیم گردید.

اين انجمنها درصدد اشتغالزايي براي نابينايان بودند و کمکهایی که جمع آوري مي كردند صرف ساخت آسايشگاه براي نگهداري افراد ناتوان می گردید.

در همين حين گروه هایي از خود نابينايان كه خود آنها به گروههاي ديگري تقسيم مي شدند مانند گروه كوك كردن پيانو و معلمين نابينا وصندلي باف و غيره تشكيل شدند.

تا سال 1912 وقتي تعداد انجمنها چشمگير شد يک كنفرانس سراسري در آلمان تشكيل گرديد كه در آن تقريبا 44 انجمن شركت كردند. در اين كنفرانس اساسنامه اي تنظيم شد كه در آن به دفاع و حمايت از نابينايان و خواسته هاي آنان پرداخته شد. تا سال 1930 تعداد اين انجمنها به 132 رسيد.

در آلمان به مرور زمان كارهاي متفاوتي براي نابينايان مثل كلاسره كردن كاغذها و يا چرخاندن دسته هاي بعضي دستگاههاي خيلي ساده در كارخانه ها اشتغالزايي گرديد ولي در همين زمان با اختراع صفحه هاي موزيك اشتغال موزيسين براي جشنها تا حدودي از نابينايان گرفته شد، اما باز هم كارخانه زيمنس دستگاهي توليد كرد كه وارد ايران هم شد و مي توان گفت آغاز شغل تلفنچي گري براي نابينايان بود.

حال كه به اينجا رسيد اين انجمن ها آمدند و گفتند كه ما توانايي داريم و مي توانيم بر سرنوشت و آينده خود تاثير گذار باشيم، و با كارهايشان ديد جامعه را نسبت به خودشان تغییر دادند. حتی ادعاي حقوقي براي حمايت از نابينايان داشتند و حقوق برابری را هم مطرح کردند، و طلب مستمري هر چند كم با این عنوان كه استحقاق آن را دارند و علاوه بر آن با اين هزينه می توانند بر مسائل و مشکلات ناشی از نابينايي خود غلبه كنند بدان جهت که اين معلوليت خود موجب تحميل صرف يكسري هزينه هاي اضافي مي گردد.

باز هم در ادامه ايشان بيان كردند كه در آلمان در سال 1954 اولين كتابخانه صوتی نابينايي تاسيس شد، البته در سال 1894 اولين كتابخانه بريل در برلین و در سال 1906 در شهر ديگر به نام هامبورگ کتابخانه دیگری ايجاد گرديده بود. ايجاد همين كتابخانه ها به بالا بردن سطح اطلاعات عمومي نابينايان كمك قابل توجهي داشت كه باعث پرداختن و توانمندي نابينا در شغلهاي ديگر گردید.

يكي از نتايج فعاليتهاي اين انجمنها تصويب اين قانون بود كه هر اداره يا كارفرمايي كه مي توانست نابينا يا معلولي را استخدام كند اما به هر دليل این کار را انجام نمي داد، بايد جريمه اي بپردازد كه اين جريمه هم خرج امور حمايتي براي اين افراد مي شد، مثلا خرج آموزش.

البته ايشان ياد آوري كردند كه مستمري يا حقوق برابری (که در سطور قبل توضیح داده شد)  در ايالتهاي مختلف آلمان بسيار متفاوت بود و حتی بعضي ايالتها درصدد آن بود كه پرداخت اين هزينه را قطع كنند اما با تلاش و اتحاد نابينايان و معلولين امكانپذير نشد شايد كمي كم شد ولي كاملا پرداخت آن قطع نگرديد.

در ادامه آقاي مرياني به بيان خاطره اي از آمدنشان به ايران پرداختند، زمانی كه در ايران به موسسه اي مراجعه كرده بودند با وجود اينكه اين مجموعه در رابطه با نابينايان فعاليت مي كرد اما مسئول آن فرد بينايي بود، و گفتند  نمي دانند چرا در ايران اين مسئله در مجموعه های دیگر نیز دیده می شود.

در پايان ايشان معادلهاي گروههایي را در آلمان مثال زدند واز آقاي صابري پرسش داشتند كه آيا در ايران هم اين انجمنها هستند؟ و آيا سراسري هستند؟ و نشريه ويژه نابينايان وجود دارد؟

در ادامه کنفرانس آقاي دكتر تهراني از آقاي دكتر صابري خواستند در رابطه با ظرفيتهاي قانون مدني ايران و محدوديتهاي فعاليتهاي نابينايان توضيحات لازم را داشته باشند.

آقاي دكتر صابري پس از سلام و تشكر از دست اندركاران و هماهنگ كنندگان اين كنفرانس توضيحات مختصري از تشكلهاي ويژه نابينايان داشتند البته در ابتدا عذرخواهي كردند بابت اينكه به شرح كامل اين مبحث مسلط نيستند.

ايشان فرمودند شروع فعاليتهاي در رابطه با نابينايان در ايران با امور خيريه بوده است. نمونه اي كه مثال زده شد در اصفهان گروههاي اقليتهاي ارمني و مسيحي و مجموعه ابابصير را مطرح كردند.ایشان به چهره هاي شاخص مانند مرحوم دكتر خزايلي كه قبل از انقلاب نماينده مجلس بودند، و دكتراي حقوق و ادبيات داشته اند اشاره کردند، از فعاليتهاي چشمگير دكتر خزايلي افتتاح مدرسه براي نابينايان بوده است. دکتر صابری در صحبتهايشان به اين موضوع اشاره داشتند كه بعدها با بالاتر رفتن سطح اطلاعات نابينايان چهره هاي موفق بسياري در سطح اجتماع ديده شد، سپس فرمودند تا سال 1383 شمسي قانون مدوني براي حمايت از حقوق معلولين به ويژه نابينايان براي تصويب به مجلس ارائه گرديد و تصويب شد. در اين قانون پيش بيني خاصي براي حمايت جمعیت هدف شده است بطور مثال  در كشورهاي ديگر هزينه اي براي برابري با اقشار ديگر لحاظ گرديده كه در قانون مصوبه ای هم در این زمینه پيش بيني شده و يكسري موقعيتهاي حمايتي ديگر مانند عدم پرداخت ماليات و تاسيس شوراي عالي معلولين زير نظر رياست جمهوري، که در حال حاضر اين قانون در مرحله اصلاحيه است. ايشان فرمودند هيچ مانعي براي نمايندگي نابينايان در مجلس وجود ندارد و خبر از تشكيل شبكه اي كه خود ايشان هم در آن عضو هستند را دادند، كه انجمنهاي ديگر نیز عضو آن هستند.

در ادامه كنفرانس مكالمه سه نفره اي ميان آقايان دكتر تهراني و دكتر صابري  و مرياني صورت گرفت كه هر سه نفر بر تثبيت يك قانون اجمال نظر داشتند و فرمودند كه بايد قانون به گونه ای تثبيت گردد كه با تغيير دولتها قانونها بجا ماند. آقاي مرياني تاكيد داشتند كه تشكيل اينگونه گروهها از 140 سال پيش بوده همچنین آقاي صابري اذعان داشتند كه قدمت اين گروهها در ايران زياد نيست پس به همين دليل هنوز تثبيت قاطعي در ايران صورت نگرفته که البته در حال شكل گيري است.

در ادامه آقای دکتر مریانی از آقای دکتر صابری نام تشکلی که ایشان در آن عضو هستند را پرسیدند. ایشان فرمودند شبکه تشکلهای نابینایان و کم بینایان کشور که عضوهای این شبکه تشکلهای   منطقه ای و استانی هستند، گاهی برخی از تشکلها رشته ای فعالیت می کنند. در این شبکه 19 انجمن عضو هستند این عدد دلیل بر این نیست که انجمنها فقط به این تعداد هستند بلکه بعضی انجمنها مجوز کشوری ندارند و به خاطر ساختار این شبکه نمی توانند در آن عضو باشند. این شبکه در نظر دارد خود را به اتحادیه جهانی نابینایان متصل کند.

و سپس فرمودند باید این انجمنها  آنقدر قوی باشند که به راحتی تحت تاثیر مسئله خاصی قرار نگیرند.

آقای دکتر از وجود تشکیل این شبکه در ایران ابراز خوشحالی کردند وبدین مسئله تاکید داشتند که باید خود نابینایان برای خود تصمیم گیرنده باشند و هیچکس بهتر از خود نابینایان نمی توانند برای این گروه تصمیم بگیرند.

در آلمان حتی انجمنهای وکلای نابینایان وجود دارد که از حقوق نابینایان اگر تبعیضی قائل شوند دفاع می کنند. و گروه های آموزشی وجود دارد که مسئولیت این گروه ها آموزش نابینایان است و در واقع خود نابینایان به نابینایان دیگر کمک می کنند تا از بحرانها بگذرند.

همچنین آقای دکتر صابری فرمودند در ایران نشریه هایی است که یکی از آنها نشریه بریل ایران سپید است که این نشریه زیر مجموعه روزنامه فرهنگی ایران می باشد، ایشان کمی هم در مورد مدیریت روزنامه ایران سپید صحبت کردند که در چند سال اخیر تغییراتی در مدیریت این نشریه بوده و نشریه های دیگر هم در انجمنهای کم و بیش دیده شده است.

سپس به مبحث دیگری پرداختند که شامل تعریف معلولیت و نابینایی در ایران می شد، ایشان فرمودند تا 1383 شمسی هیچ تعریفی از نابینایی نبوده یعنی مشخص نبود که به چه فردی نابینا گفته می شد، ولی در حال حاضر با پیوستن به کنواسیون این مشکل هم حل می شود.

در ادامه خانم شهریاری بازنشسته اداره بهزیستی که در زمان خدمتشان کارشناس امور معلولین     بوده اند صحبت کوتاهی پیرامون وضعیت نابینایان در ایران داشتند. ایشان فرمودند به علت فقر فاحشی که در ایران وجود دارد متاسفانه انجمنها هم به مشکلات معیشتی می پردازند مانند توزیع کالاهای خوراکی و کمتر به فعالیتهای اجتماعی نابینایان می پردازند. البته ایشان در ادامه صحبتهایشان فرمودن کمبود اعتبار لازم موجب اینگونه مسائل گردیده و نبودن یکسری امکانات اولیه حتی باعث شده افراد نابینا کمتر بتوانند در این تشکلها حضور داشته باشند، اما در برخی از کشورها بعلت کمک هزینه حمایتی که پرداخت می شود دوستان نابینا حداقل با هزینه های اضافی رفت و آمد که به علت نابینایی تحمیل می شود روبرو نیستند.

در ادامه آقای دکتر اسکندر آبادی از آلمان در راستای صحبتهای آقای صابری فرمودند در رابطه با قدمت مجموعه های حمایتی نابینایان می توان از تاسیس دو مدرسه که بوسیله کشیشی به نام کریستوفر در تبریز و اصفهان ساخته شده است نام برد که در زمان خود از شگفتی های خاص بوده است. ایشان خبر ایجاد مجله صوتی را دادند که سنفی می باشد و از دوستانی که قلمی دارند خواستند با این مجموعه همکاری بفرمایند.

11 comments

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *