عصای سفید همراه با آقای محسن مریانی کارشناس امور تربیتی و روان درمانی

با سلام خدمت  شنوندگان مجله گفتگو به مناسبت روز جهانی عصای سفید در خدمت آقای مریانی هستیم که تحصیلاتشان در رابطه با علوم تربیتی و روان درمانی است از ایشان می خواهیم از تجربیات شان و تاریخچه عصای سفید برای ما بفرمایند؛

با سلام به شنوندگان این مجله از دعوت شما برای این گفتگو متشکرم من تصمیم گرفتم به خاطر روز عصای سفید که سؤال شما هم بود به مطالعه اسناد مربوطه بپردازم تا بتوانم در رابطه با تاریخچه عصای سفید مطالبی مستند  را ارائه نمایم، سعی می کنم خیلی فشرده و کوتاه در این رابطه صحبت کنم.

این روز تاریخچه ای طولانی را پشت سر خود دارد، امسال پنجاهمین سال عصای سفید را در دنیا جشن می گیرند. این موضوع به این برمی گردد که لیندن بی جانسون، رئیس جمهور آمریکا، در روز 15 اکتبر 1964 میلادی، یک عصای سفید به نابینایی آمریکایی هدیه داد و این روز را روز عصای سفید اعلام کرد. اما تاریخچه این روز به 35 سال پیش از آن باز می گردد. یعنی سال 1930 که خانمی به نام ژولی دمور که از آریستوکرات های فرانسوی و از خانواده های ثروتمند بودند زمان و سرمایه خویش را در راه کمک به نابینایان و کم بینایان صرف می کردند.

ایشان در سال 1930 به این ایده رسیدند که عصا هایی با رنگ سفید را در اختیار نابینایان قرار دهند، این کار با دو هدف انجام می گرفت؛ یکی نمایاندن محدودیت بینایی این افراد به دیگران و دیگری حفاظت از فرد نابینا، اما در آن زمان هنوز روشی برای استفاده صحیح از این وسیله تدوین نشده بود.

یک سال بعد او در تاریخ 7 فوریه 1931، تعداد 5000 عصای سفید تهیه و در حضور تنی چند از دولتمردان فرانسه به نابینایان این کشور اهدا نمود. روزنامه پژواک یا اکوی پاریس هم گزارش مفصلی در این رابطه به چاپ رساند. در سال 1938 خانم دمور همین کار را در سوئیس به انجام رساند.

مرحله بعدی پیشرفت این وسیله و در آمدنش به شکل مدرن تر، به زمان جنگ جهانی دوم می رسد. در آن دوره سربازان امریکایی که در طول جنگ بینایی خود را از دست داده و یا دچار کم بینایی می شدند پس از بازگشت در مجموعه ای زندگی می کردند که در آن شخصی به نام هوور هم مشغول به کار بود و همین موضوع باعث شد تا او عصا هایی چوبی بارنگ سفید تهیه کند و در اختیار آنان قرار دهد. بعد ها این عصا ها به عصای سفید تغییر شکل داد. در همین راستا به این فکر افتادند که روشی صحیح برای استفاده از این وسیله ابداع نمایند. این عصا ها به هوور کین معروف شدند. پس از پایان جنگ جهانی اوور تصمیم به ادامه تحصیل در رشته چشم پزشکی گرفت.

در سال های بعد، این عصا ها به شکل مدرن تر و پیشرفته تر در آمدند، تا این که 5 سال بعد از اعلام، 15 اکتبر توسط جانسون، در امریکا، به عنوان روز عصای سفید یعنی در سال 1969 این روز از سوی سازمان ملل به عنوان روز جهانی عصای سفید به رسمیت شناخته و اعلام شد.

در طی این دوره، اروپاییان نیز تصمیم به استفاده صحیح از عصای سفید گرفتند. به همین منظور در سال 1968 گروه هایی برای آموزش دوره های جهت یابی-حرکتی، یا جهت یابی-فعالیتی، به نابینایان از آمریکا به انگلیس و فرانسه رفتند. زیرا یکی از اهداف استفاده از عصای سفید فراهم کردن امکان حرکت فعالانه نابینایان در جامعه است.

از کشور آلمان نیز فردی برای گذراندن این دوره ها در کلاس های مربوطه شرکت کرده و آموخته هایش را به کشورش برده و در شهر ماربورگ که مرکز آموزش های ویژه نابینایان در آلمان به شمار می رود و دارای دبیرستان ها و خوابگاه های مخصوص برای زندگی این افراد نیز هست به آموزش دوره های مذکور مبادرت ورزیده و این آموزش ها گسترش نیز داده شد.

بین سال های 1973-1974 گروهی از آلمان به آمریکا رفتند تا علاوه بر گذراندن دوره های پیشرفته تر جهت یابی-حرکتی، دوره های مربوط به آموزش مهارت های روزمره زندگی را نیز فرا بگیرند. گذراندن این دوره ها به نابینایان و به ویژه کسانی که بینایی خود را در سنین بزرگسالی از دست داده اند کمک می کند تا در کار هایی نظیر آشپزی و سایر امور خانه مهارت لازم را به منظور اتکای بیشتر به خود و یک زندگی کاملاً مستقل کسب نمایند. امروزه گذراندن این آموزش ها امری کاملاً عادی به نظر می رسد.

در ابتدا، آلمان عصای سفید را از کشور های انگلیس، دانمارک و سوئد وارد می کرد. تا این که در سال های 1973-1974-1975 خود اقدام به تولید این کالا با استفاده از مواد مصنوعی و آلومینیوم و سایر فلزات سبک نمود.

امروزه استفاده از عصای سفید در آلمان به اندازه ای عادی و ضروری به نظر می رسد که هیچ نابینایی در سطح شهر ها بدون این که از عصای سفید استفاده نماید دیده نمی شود.

استفاده از عصای سفید با همان اهدافی که پیش تر شمرده شد هم اکنون نیز ادامه دارد. حتی در قوانین راهنمایی و رانندگی نیز جایی برای توجه رانندگان به این وسیله در نظر گرفته شده، درواقع این مقوله با هدف حفاظت از فرد نابینا انجام گرفته و برای شناسایی نابینایان و تمییز آنان از سایر افراد نیز این وسیله مورد استفاده قرار می گیرد، به این ترتیب که دیگران با دیدن عصای سفید می توانند رعایت افراد نابینا را نموده و در صورت تمایل به آنان یاری رسانند.

در ایران متأسفانه تا آن جا که خود دیده ام و طبق اطلاعاتی که بدست آورده ام کمتر نابینایی از عصای سفید استفاده می کند و این امر مشکلاتی را نیز در سطح جامعه برای او به وجود می آورد. برای مثال؛ در زمان های استفاده از مترو و اتوبوس اگر نابینایی که حالت چشمانش طبیعی است نا خواسته به کسی خیره شود قطعاً موجبات سوءِ تفاهم ها و نا راحتی های بسیاری را برای دیگران فراهم خواهد آورد.

در رابطه با هدف حفاظتی عصای سفید نیز در ایران، باید گفت که عدم استفاده از این وسیله یا استفاده نادرست از آن موجب مخاطرات فراوانی برای نابینایان شده به گونه ای که مطلع شدم چند وقت پیش فرد نابینایی یا به دلیل عدم استفاده از عصا و یا استفاده از آن با شیوه ای نا درست، داخل کانال بالا بر افتاده و جان باخته است.

متأسفانه وسایل دیگری هم که برای تشخیص موانع متعدد و حفظ فرد نابینا از خطرات احتمالی اختراع و تولید شده و مورد بهره برداری قرار می گیرند، از جمله وسایلی که با استفاده از اشعه و برخورد آن با مانع و برگشت آن به صورت لرزش، نمی توانند موانعی نظیر پله ها و چاله های کنده شده بر سر راه فرد نابینا را تشخیص داده و از وقوع تصادفات و تصادمات احتمالی جلوگیری نمایند. اینها فقط وسایلی کمکی هستند که نابینایان می توانند برای حفاظت بیشتر از خود، مورد استفاده قرار دهند.

به هر حال امیدوارم روز جهانی عصای سفید، تلنگری هم باشد به خود نابینایان تا آنان نیز در گردهمایی ها و نشست های مختلف، به بررسی دلایل چنین نام گذاری و همچنین اهمیت آن و نیز بررسی علل گوناگون عدم استفاده از این وسیله در جامعه خود بپردازند.

این تمامی آن چیزی بود که من توانستم در این چند روزه در قالب گفتگویی چند دقیقه ای فراهم آورده و ارائه نمایم.

از صحبت های شما این گونه استفاده می شود که در ابتدا باید فرهنگ استفاده از عصا را در میان نابینایان بیشتر رواج و گسترش داد و حتی پیش از آن، به فرهنگ سازی در میان مردم جامعه پرداخت تا آنان نیز برخورد صحیح با نابینایان را بیاموزند. امر فرهنگ سازی از طریق رسانه ها می تواند انجام گیرد و فرهنگ استفاده از عصا توسط نابینایان و شیوه صحیح آن نیز باید در تشکل های ویژه نابینایان آموزش داده شود. ما امیدواریم که این هر دو، در این مهم اهتمام ورزند.

از این که وقتتان را در اختیار ما گذاشتید متشکریم. اگر در پایان صحبتی برای شنوندگان ما دارید، بفرمایید.

من فقط در تکمیل صحبت های شما باید بگویم که این خود ما نابینایان هستیم که با نهادینه کردن استفاده از عصای سفید می توانیم موجب رواج این فرهنگ در سطح جامعه و یاری رسانه ها برای آموزش برخورد درست مردم با این مقوله شویم. این خود ما هستیم که باید در ابتدا استفاده از عصا را در بین خود به گونه ای جا بیاندازیم که دیگران نیز به احترام گذاشتن به آن متقاعد گردند. در واقع برنامه های رسانه ها را نیز در این باره ما خود باید در دست گرفته و اداره نماییم.

در پایان از این که مرا به این گفتگو دعوت نمودید، متشکرم. برای شنوندگان مجله گفتگو نیز بهترین آرزوها را دارم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *