ورزش در میان نابینایان همراه با خانم مریم کوه فلاح

The-Secret

gigiram

با سلام خدمت دوستان عزیز، شنوندگان محترم مجله گفتگو.

در قسمت ورزش، این بار در خدمت دوست عزیزمان سرکار خانم مریم کوه فلاح از بانوان ورزشکار کشورمان هستیم. در ابتدا از ایشان می خواهیم تا ضمن معرفی بیشتر خود از فعالیت ها و موفقیت های خویش برای ما بفرمایند.

به نام خدا.

من هم به نوبه خودم خدمت شنوندگان عزیز سلام عرض می کنم. مریم کوه فلاح، عضو تیم ملی گلبال هستم و حدود 8 سال است که به عضویت تیم ملی در آمده ام اما حدود 15 سال است که در این رشته ورزشی مشغول به فعالیتم.

پیش از آن در رشته دو و میدانی کار می کردم اما به لحاظ فیزیکی بنا به تشخیص و توصیه مربیان فعالیت خود را در این رشته آغاز نموده و از سال 1385 که برای اولین بار تیم ملی گلبال بانوان تشکیل شد، تاکنون، در حدود 9 یا 10 سفر ورزشی داشته ایم و طی تمامی این سفر ها نیز توانسته ایم عناوین متعددی را کسب نماییم. از جمله: عنوان نائب قهرمانی آسیا در سال 1385 که درواقع همان نخستین سال تشکیل تیم ملی گلبال بانوان نیز بود. به واسطه کسب این عنوان توانستم سهمیه ورود به دانشگاه، در مقطع کارشناسی ارشد در رشته تربیت بدنی را نیز به دست آورم.

در سال 1386 نیز در مسابقات جهانی شرکت کردیم که حاصل آن کسب مقام هفتمی جهان بود. در سال 1388 مجدداً نائب قهرمانی آسیا را به دست آوردیم و در سال 1389 به مسابقات گوآنجو اعزام و توانستیم در مسابقات پارا آسیایی هایز مقام سومی کسب کنیم.

مسابقاتی هم در سال جاری برگزار شد که یکی از آنها مسابقات آسیا –اقیانوسیه؛ پکن بود و طی آن توانستیم مقام سومی را از آن خود کنیم. در نتیجه این مسابقات بود که موفق شدیم سهمیه ورود به مسابقات جهانی را به دست آوریم . اما به دلیل حضور اسرائیل در این مسابقات و هم جدول بودنش با ما شرکتمان در این رقابتها میسر نشد.

دیگری مسابقات تدارکاتی هانژو بود که توانستیم طی آن صاحب مقام سومی شویم.

هم اکنون نیز در اردو های آماده سازی به منظور شرکت در مسابقات آسیایی اینچوآن کره بسر می بریم و قرار است که در تاریخ بیستم مهر ماه به این مسابقات اعزام شویم.

خانم کوه فلاح، اگر ممکن است برای ما بیشتر درباره کم و کیف این اردو ها و این که با چه مشکلاتی مواجه هستید و به طور کلی در رابطه با تأثیر این اردو ها در موفقیتتان بفرمایید.

پیشتر یعنی از سال 1385 تا حدود سال های 1390 یا 1391 این اردو ها هر یک ماه یکبار و به مدت 10 روز در ورزشگاه آزادی تشکیل می شد. اما در حال حاضر در ورزشگاه هرندی که درواقع مکانی ویژه نابینایان است و در میدان محمدیه قرار دارد، هتلی برای اقامت ما پیشبینی شده. به مدت دو سال است که تمرینات ما در آنجا انجام می شود. مزیت این ورزشگاه در این است که اولاً سالنی تخصصی برای گلبال دارد و ثانیاً طی مسافت بین هتل و زمین بازی، زمان و انرژی زیادی از ما نمی گیرد. هتل نیز مجهز بوده و تعداد تمرینات نیز به هر دو هفته، یکبار افزایش یافته است. زیرا در سطح جهانی، مسابقات گلبال بانوان، بسیار پیشرفته است ولی ما متأسفانه به این دلیل که تیممان در سال 1385 تشکیل شد، در این رشته علیرغم تمامی پیشرفت های تکنیکی و تاکتیکی و به این دلیل که امکان زیادی برای حضور در مسابقات جهانی نداریم، بسیار عقبتر هستیم. این عقب ماندگی هم به لحاظ تجربه و هم به لحاظ امکانات مورد نیاز بر ما عارض شده و ما باید تمامی تلاش خود را در راستای جبران آن مصروف داریم.

خانم کوه فلاح، شما علاوه بر انجام فعالیت های ورزشی یکی از دبیران موفق اداره استثنایی نیز به شمار می آیید. برای شنوندگان ما بفرمایید اعزام به اردو های متعدد آماده سازی شما را با مشکل خاصی مواجه ساخته است یا نه و آیا مسئولین آموزشی همکاری لازم را با شما به عمل می آورند یا نه؟

مدتی است که آموزش و پرورش استثنایی نیز زیر نظر آموزش و پرورش عادی اداره می شود. در آن قسمت که مربوط به آموزش و پرورش عادی می شود، من بسیار از سوی مسئولین نزدیک شده و بسیار با من همکاری به عمل می آید. اما واقعیت این است که در قسمت استثنایی آنطور که باید، ما نابینایان مورد توجه قرار نمی گیریم و همکاری های مورد نیازمان نیز صورت نمی گیرد. از همه اینها گذشته، من باید به گونه ای در کلاس درس عمل کنم که به درس بچه ها هم لطمه ای وارد نشود. برای مثال وقتی قرار است به اردویی اعزام شوم نمی توانم بچه ها را تحت فشار قرار داده یا به گونه ای تدریس نمایم که یادگیری آنان کاهش پیدا کند. بنا بر این با گذاشتن کلاس های فوق العاده یا از طرق دیگر مانند کار کردن بسیار سر کلاس تلاش می کنم تا این کار را انجام دهم.

در حال حاضر آیا در رشته ورزشی شما امکانات خاصی مورد نیاز است و اگر این گونه است،،آیا این امکانات در اختیار شما گذاشته می شود یا نه؟

برخی از امکانات مورد نیاز را باید در شرایط فیزیکی افراد جستجو کرد. مانند بلندی قد و نظایر اینها. تجهیزاتی مانند آرنج بند، زانو بند، چشم بند و … را نیز یا خود بازی کن در ابتدای ورودش به این رشته ورزشی تهیه می کند و یا از سوی مسئولین در بدو ورود به باشگاه یا زمان مسابقات در اختیارش قرار داده می شود.

این رشته چندان شناخته شده نبوده و به همین دلیل هم از سوی مسئولین حمایت چندانی از آن صورت نمی گیرد. همین امر موجب از بین رفتن انگیزه بازیکنان و حتی کسانی می شود که قصد ورود به آن را دارند. زیرا این رشته ورزشی به دلیل وجود توپ های سنگین و همچنین انجام بازی با چشم بسته توسط همه بازیکنان بسیار آسیب زا است و آنهایی هم که وارد آن شده اند با مشقات فراوان به ادامه فعالیت خود می پردازند.

در حالی بچه های ما به مسابقات، اعزام شده و در اغلب موارد با مدال هم باز می گردند که کوچک ترین عنایتی از سوی مسئولین امر در رابطه با جوایزشان دیده نمی شود. یا این جوایز، به موقع داده نمی شود و یا اصولاً جایزه در خوری برای آنان پیشبینی نمی شود. بچه های ما با توجه به این که با محدودیت بینایی، مواجه هستند و از طرف دیگر باشگاه های مورد استفاده ما در دور ترین نقاط شهر تهران واقع است و بنا بر این باید برای رسیدن به تمرینات، مسافتهای طولانی را طی کنند، نیاز به حمایت بیشتری از سوی مسئولین احساس می شود. خواسته ما از آنان این است که گوشه چشمی هم به این ورزش داشته و آن را مانند سایر رشته های ورزشی مورد توجه قرار دهند تا بچه ها نیز با انگیزه بیشتری به کار خود ادامه دهند.

در رشته های دیگر ما می بینیم که در سطح نوجوانان نیز تیم هایی تشکیل شده و بچه ها به رشته مورد علاقه خود، مشغولند. در حالی که وقتی حتی علاقمندان به این رشته وضعیت ما را که الگو های آنان هستیم اما کمترین توجهی از سوی مسئولین دریافت نمی کنیم، می بینند، از ورود به این رشته منصرف می شوند.

خانم کوه فلاح، نه تنها شما، که تمامی کسانی که به فعالیتی مشغول هستند، این انتظار را از مسئولین مربوطه دارند که از آنان حمایت به عمل آورده و آنان را مورد تشویق قرار دهند. این امر مستلزم اطلاع رسانی درست در رسانه ها است تا در پی آن شناخت و سطح اطلاعات مردم از فعالیتهایی نظیر رشته ورزشی شما ارتقاء یافته و در ضمن موجبات درک بهتر مسئولینی که خود نیز از بطن همین جامعه، برخاسته اند فراهم آید.

ما نیز امید داریم که با موفقیت های بیشتر شما و اطلاع رسانی درست در رسانه ها این رشته به گونه ای شایسته توسط مردم شناخته شده و مورد استقبال نیز قرار گیرد. به ویژه آن گروه از معلولینی که به واسطه معلولیتشان در امر تردد دچار مشکلاتی هستند، به این اطمینان خاطر دست یابند که برای انجام فعالیت ورزشی مورد علاقه شان محیط امنی وجود دارد. همچنین امیدواریم شاهد موفقیت دوستان معلول دیگر و نیز دیده شدن این موفقیت ها از سوی مسئولین و مردم و دریافت تشویق ها و تقدیرهایی شایسته از سوی آنان باشیم.

از دوستان معلول نیز می خواهیم که فعالیت خود را بیشتر کرده و خود را توانمندتر از گذشته به جامعه و مسئولین بنمایانند.

به عنوان یک فرد برجسته، یک دبیر و یک ورزشکار، در انتها اگر پیشنهادی برای دوستان شنونده ما دارید بفرمایید.

من هم از گروهی که ممکن است در جامعه، بسیار موفقتر از من باشند و هم از آن دسته از نابینایانی که به خاطر محدودیتشان کنج عزلت گزیده اند می خواهم که به ورزش رو بیاورند.

ورزش موجب تقویت اعتماد به نفس شده و این اعتماد به نفس، نیز موجب می شود تا آنان بتوانند در تمامی عرصه های زندگی پا به پای افراد بدون محدودیت بینایی حرکت کرده و در موارد بسیاری حتی موفقتر از آنان نیز عمل نمایند. زیرا اگر چه با محدودیت بینایی مواجه هستند اما به تقویت حواس دیگر خود پرداخته و از طریق ورزش کردن نیز می توانند دریچه های تازه تری را به روی خود بگشایند.

ما نیز برای شما و تمامی دوستان دیگرتان که اردوی سختی را نیز در پیش دارید آرزوی موفقیت می کنیم.

من در اینجا از شنوندگان می خواهم برای هر دو تیم گلبال بانوان و آقایان ما دعا کنند، تا ما اینبار نیز با مدال و البته طلا برای کشورمان باز گردیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *