گپی با شهردار با هنرمندی آقای اسلامی شرار

سلام

به تازگی از سوی شهرداری تهران اطلاعیه ای با این مضمون منتشر شده که: همه معلولان و سالمندان درد دل ها و درخواست های خود را در دو صفحه4A صمیمانه و خودمانی خطاب به شهردار تهران بنویسند و ایشان ضمن پاسخ مناسب به بهترین نامه ها جوایزی اهدا خواهند فرمود.

از شما چه پنهان، این بنده کمینه هر چه کوشیدم به نوعی این اطلاعیه شریف را هضم کنم، نتوانستم و توی کتم نرفت. چرا که به دلایل مختلف یا راه گلویی ذهن من تنگ است و نمی تواند این مطلب را هضم کند، یا لقمه آن قدر بزرگ است که توی گلوی هر کسی فرو نمی رود. ولو با انواع نوشابه و چانته و راه گشا های دیگر.

حالا برای روشن تر شدن ماجرا، توجه شما را به برخی از شمارگان دلایل خودم جلب می کنم تا ببینیم نظر شما چیست. شاید هم مثل همیشه من اشتباه می کنم. اما …

  1. تا به حال هر کس را که من سراغ دارم و نامه ای خطاب به جناب شهردار تهران یا بسیاری از مسئولان اداری دیگر نوشته یا بی جواب مانده یا گفته اند: بعداً تماس می گیریم که هنوز بعداً نیامده و یا زیر نامه نوشته اند: مقدور نمی باشد.
  2. اینجانب، شخصاً مدتی پیش با انواع ترفند ها و لطایف الحیل خودم را به آب و آتش زدم و از موانع ایضاعی، انسانی و ساختمانی شهرداری تا پشت در اتاق حضرت شهردار رسیدم، و حاجب خاص آستان مقدس ایشان قول دادند نامه بنده را به دست شخص آقای شهردار برسانند و به زودی نتیجه را به من اعلام کنند. من ساده لوح خوش باور هم قبول کردم و نامه را دادم و با شماره تلفنی که به من دادند بار ها و بار ها تماس گرفتم ولی نه صدای حاجب خاص گوشم را نواخت و نه کس دیگری پاسخم را داد. تا بالاخره بعد از یکی دو ماه آقایی که نمی دانم که بود و چه کاره بود تلفنی با من تماس گرفت و گفت: آقای شهردار زیر نامه شما دستور مقتضی را صادر فرموده اند. شما در اولین فرصت تشریف بیاورید دفتر و نامه را بگیرید.

خوشحال خندان و سر از پا نشناخته با هر مکافاتی که بود خودم را به دبیرخانه دفتر شهردار رساندم و بعد از کلی معطلی نامه ام را پیدا کردند و به دستم دادند.

فکر می کنید دستور آقای شهردار زیر نامه من چه بود؟

یک دستور دو کلمه ای مختصر و مفید.

امکان پذیر نمی باشد.

از این ها که بگذریم ….،

  1. بیایید یک حساب سر انگشتی دو دو تا چهار تا بکنیم، به این معنی که اگر حد اقل یک درصد از جمعیت پانزده میلیونی تهران را معلول و سالمند به حساب بیاوریم، می شود به عبارتی صد و پنجاه هزار نفر حالا اگر ده درصد از این صد و پنجاه هزار نفر برای جناب شهردار نامه بنویسند پانزده هزار نامه می شود. و اگر پاسخ دهی و دسته بندی و نتیجه گیری مسابقه هم برای هر نامه دو دقیقه زمان لازم داشته باشد مجموعاً سی هزار دقیقه می شود و باز اگر این سی هزار دقیقه را تقسیم به عدد 60 بکنیم، رقم پانصد ساعت به دست می آید. و چون قرار است که آقای شهردار شخصاً  به نامه ها جواب بدهند، بیاییم از 24 ساعت شبانه روز، 14 ساعت را به خورد و خوراک و رتق و فتق امور کلان شهر تهران و هم نشینی در کنار کانون گرم خانواده اختصاص دهیم و روزانه 10 ساعت را هم یک سره به پاسخ نامه های سالمندان و معلولان در نظر بگیریم، در این صورت پنجاه روز متوالی بدون احتساب تعطیلات رسمی و غیر رسمی زمان می برد. با این حساب باید بگویم آقای شهردار … مقدور می باشد؟…

راستی! به نظر شما، آخرش چه می شود؟

(پشه کوره)

پست های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *