ورزش در میان نابینایان همراه با بانوی ورزشکار خانم اعظم حقیقت

blind chess

با سلام خدمت شنوندگان و خوانندگان محترم مجله گفتگو

در ستون ورزش این شماره در خدمت خانم اعظم حقیقت که ما ایشان را با نام ندا حقیقت می شناسیم، هستیم. ایشان یکی از بانوان ورزشکار کشورمان به شمار می روند. از ایشان می خواهیم که خودشان را برای ما و دوستان ما بیشتر معرفی بفرمایند.

حقیقت: با سلام و خسته نباشید خدمت تمام دوستان مجله گفتگو.

اعظم حقیقت هستم. 34 سال سن دارم. رشته تحصیلیم مدیریت برنامه ریزی آموزشی است. در حال حاضر نیز مشغول به تحصیل در ترم آخر رشته مربی گری پایه شطرنج هستم.

نوری: چه عالی! اعظم جان. ما شنیده ایم که شما در دو رشته ورزشی فعالیت داشته اید. اگر ممکن است برای ما از فعالیت هایتان بفرمایید تا بلکه انگیزه ای شود تا ما هم به سراغ ورزش برویم.

جقیقت: ان شاء الله. من ورزش را از زمانی که در دوران راهنمایی در مدرسه مشغول به تحصیل بودم آغاز کردم. مشوقم در این راه، یکی از عالی ترین و بهترین معلمین ورزش مدرسه مان به نام خانم حاجی زاده بودند. من به تشویق ایشان وارد تیم دو میدانی شدم. فکر می کنم تا حول و حوش سال 78 بود که دو میدانی کار می کردم. در این رشته صاحب مقام های زیادی در سطح استانی و کشوری از جمله: قهرمانی قهرمانان، اول، دوم و سوم شدم. اما به مسابقات برون مرزی راه پیدا نکردم. گویا قسمتم نبود.

بعد از یک اتفاق بود که دو میدانی را رها کرده و وارد رشته شطرنج شدم. در این رشته نیز مقام های زیادی هم در قسمت تیمی و هم انفرادی کسب کرده ام. الآن هم دارم به صورت دانشگاهی در این رشته و در ترم آخر مقطع کاردانی دانشگاه علمی-کاربردی تحصیل می کنم.

نوری: ندا جان. به انتخاب خودت برای ما خاطره ای از فعالیت های ورزشیت تعریف کن.

حقیقت: زمانی که من در رشته دو میدانی کار می کردم، 200، 400 و 800 متر رشته هایی بودند که من در آنها مشغول فعالیت بودم. یادم می آید در اواخر تابستان بود که برای یکی از مسابقات قهرمانی کشور به شهر اهواز رفته بودیم. این شهر همان گونه که همه می دانیم، بسیار گرم است.

یادم می آید که وقتی مشغول دویدن در رشته 800 متر بودم، زمانی که داشتم به خط پایان نزدیک می شدم، هیچ صدایی را نمی شنیدم. در سرم همهمه گنگی از تشویق ها و گفتگوی بچه ها که برای ما بسیار انرژی بخش بود می پیچید. من حتی نمی توانستم آنان را درست ببینم. فقط یادم می آید که خط پایان را رد کردم. وقتی روی چمن افتادم متوجه گرمای آفتاب که مستقیم بر من می تابید و همچنین گرمای چمنی شدم که رویش افتاده بودم.

من در این مسابقه مقام اول را کسب کردم. اما می خواهم بگویم آن قدر از این موضوع خوشحال بودم و چنان حال عجیبی داشتم که دیگر گرمای هوا را احساس نمی کردم. گرمای آن شهر در چنین موقعیتی چیزیست که هرگز از یادم نخواهد رفت.

نوری: برایمان از شطرنج بگویید.

در مسابقات شطرنج لحظه به لحظه برای بچه ها خاطره است. البته بیشتر آنها را نیز بچه ها سعی می کنند مثبت ارزیابی نمایند. حتی اگر گاهی اتفاقات خوبی نیز رخ نداده باشد. حالا اگر من بخواهم تعریف کنم شاید برای خود دنیایی بشود.

من در مسابقات قهرمانی کشوری هر ساله شرکت می کنم. در مسابقات داخلی تقریباً می توانم بگویم بیشترین مقام ها را به دست آورده ام. در واقع بین بانوان مقام دار هستم. حالا در مسابقاتی هم که با آقایان برگزار می کنیم سعی می کنم که امتیاز خوبی به دست آورم. نمی گویم که عالی هستم. اما همیشه سعی می کنم امتیاز خوبی کسب نمایم. در مسابقات کشوری نیز سعیم بر همین است.

الآن چند وقتی است که حائز مقام های اول تا سوم نشده ام. اما امتیازات بدی نیز به دست نیاورده ام. به خاطر اتفاقاتی که گاه گُداری به هر حال در زندگی شخصی آدم ها ممکن است پیش بیاید من هم مدتی از شطرنج فاصله گرفتم. اما خب باز مدتی است که فعالیتم را شروع کرده ام و امیدوارم که به آنچه مد نظر دارم برسم.

نوری: ندا جان، سؤالی از شما می پرسم که پرسیدنش به این خاطر است که در رابطه با شطرنج تجربه کافی ندارم. آیا امکانات برای شما به اندازه کافی فراهم شده و وسایل مورد نیازتان مناسب سازی شده اند یا نه؟

حقیقت: از نظر وسایل مورد نیاز این ورزش باید بگویم؛ مهمترین وسیله خود صفحه شطرنج است که خانه های سفید و سیاه آن از هم بگونه ای تفکیک شده اند که برای افراد نابینا کاملاً قابل تشخیص باشند. به این ترتیب که خانه های سفید را به صورت فرو رفتگی هایی روی صفحه مشخص کرده اند. در حالی که خانه های سیاه به صورت برجسته روی صفحه شطرنج نمایان هستند. مهره ها نیز به همین ترتیب از یک دیگر متمایز شده اند. به این شکل که مهره های سیاه دارای یک برجستگی نقطه مانند در قسمت فوقانی بوده و مهره های سفید فاقد این برجستگی هستند. این ابزار باید در اختیار همه بازیکنان نابینا و کم بینای شطرنج قرار داشته باشد. در مسابقات نیز هر کس باید صفحه شطرنج خود را به همراه داشته باشد

وسیله دیگر یک ساعت مخصوص شطرنج است که در کشور های دیگر مورد استفاده قرار می گیرد، اما در ایران موجود نیست. به همین دلیل بازیکنان شطرنج در ایران باید برای نگاه داشتن و مدیریت زمان بازی از داور کمک بگیرند.

برای ثبت مسابقات نیز هر کس به شیوه ای که خود راحتتر باشد عمل می کند. بازیکنان کم بینا که می توانند با استفاده از خط بینایی مسابقه را ثبت نمایند از همین ابزار بهره می گیرند. نابینایان مطلق نیز یا از ضبط صوت برای ثبت مسابقه استفاده می کنند یا برای این منظور خط بریل را مورد استفاده قرار می دهند.نکته دیگری که در بازی شطرنج تمایزی را میان افراد نابینا و بینا منجر شود وجود ندارد.

نوری: تنوع وسایل شطرنج نیز در ایران زیاد شده. خود شما هم بهبودی در این راستا می بینید یا نه؟

حقیقت: بله. قطعاً بهبود صورت گرفته. هر چه به جلو پیش می رویم صفحات از نظر جنس و شکل بهتر می شوند. همچنین امروزه روی صفحات شطرنج ویژه نابینایان علائم بریل نیز تعبیه می شود تا تشخیص بهتر موقعیت برای بازیکنان امکان پذیر گردد. نیز وزن صفحه مورد توجه قرار می گیرد تا بازیکنان برای حمل و نقل آنها نیز با مشکلات کمتری مواجه باشند. از لحاظ رنگ آمیزی نیز بهتر شده و ان شاء الله بهتر هم می شود.

نوری: اگر ممکن است از مشکلات و مسائلی که در مسیر پیشرفت شما و دیگر نابینایان در این رشته می تواند وجود داشته باشند بفرمایید.

حقیقت: مسلماً هر ورزشی مشکلاتی را برای کسانی که به آن می پردازند به همراه خواهد داشت. مهم این است که برای رفع این مشکلات تا چه حد تلاش صورت می گیرد. در رشته ما نیز عدم برنامه ریزی درست برای مسابقات یکی از دلایل پیشرفت کند آن است. در کشور ما متأسفانه در این زمینه ضعف های بسیاری وجود دارد که موجب می شوند برگزاری مسابقات شطرنج نابینایان و کم بینایان در سطحی محدود باقی بماند.

مسأله دیگر ضعف در جذب اسپانسر برای برگزاری کلاس ها و مسابقات مربوط به این رشته است که بسیاری از نابینایان را از پرداختن به آن باز می دارد. زیرا هزینه یک کلاس خیلی معمولی در سطح ابتدایی یا حد اقل کمی پیشرفته برای هر جلسه یک فرد نابینا در حدود 100000 تومان خواهد بود که متأسفانه بسیاری از عهده تأمین این هزینه بر نمی آیند. در رابطه با هزینه های تمرینی هم اوضاع از همین قرار است. هیچ ارگانی برگزاری مسابقات شطرنج را برای افراد نابینا بر عهده نمی گیرد تا ما نیز بتوانیم به منظور تقویت توان بازیکنانمان تعداد مسابقات بیشتری داشته باشیم. همین امر موجب می شود که بچه ها در همان سطوحی که هستند باقی بمانند.

من احساس می کنم که خیلی داریم نا دیده گرفته می شویم. حالا چه در گروه های عادی و چه به صورت افرادی نابینا. خب جامعه عادی چون بزرگتر است، شاید این مشکل کمتر به چشم بیاید. اما در جامعه ما به دلیل محدود بودن محیط مشکلات، بیشتر رخ می نمایند. من مطمئنم اگر به این ورزش هم از لحاظ مادی و هم معنوی بهای بیشتری داده شود بازیکنان نابینای ما در سطح جهان حرف های بسیاری برای گفتن خواهند داشت.

نوری: ندا جان. حضور بچه ها و به خصوص بانوان نابینا را در این رشته به عنوان کسی که خود مشغول فعالیت در آن هستی چگونه می بینی؟ آیا اوضاع بهتر شده یا نه؟

حقیقت: راستش من در گذشته شاهد حضور بهتری بودم. یعنی زمانی که من دو میدانی کار می کردم چون به صورت همزمان به شطرنج هم پرداختم و بعد ها دو میدانی را حذف کردم می دیدم که تعداد شرکت کنندگان در این رشته ورزشی بسیار قابل توجه بود. حالا ممکن است دلیلش پایینتر بودن هزینه ها در آن زمان بوده باشد.

امروزه حتی در دیگر رشته های ورزشی من شاهد این هستم که استقبال بسیار کاهش یافته. بالا رفتن هزینه ها یکی از مهمترین دلایل این امر است. امروزه دیگر جو مانند گذشته نیست. خیلی سنگینتر است.

هر ساله مسابقات شطرنج در کشور برگزار می شود. ما در آخرین مسابقه ای که برگزار شد شاید فقط حدود 40 شرکت کننده داشتیم. این در سطح کشور بسیار کم است. ما در رده های سنی مختلف شرکت کننده نداریم. بسیار دلمان می خواهد بتوانیم در سنین مختلف برای بانوان ، شطرنج باز پرورش دهیم. این مستلزم صرف هزینه های بالا است. خود من 3 ماه است که در مدرسه نابینایان دخترانه نرجس واقع در خیابان پاسداران به تدریس شطرنج به بچه های نابینا اشتغال دارم. خدا را شکر بچه های بسیار با هوش و مستعدی را در رده های سنی مختلف می بینم که می توانند برای حضور در این رشته ورزشی به خوبی پرورش یابند. اما متأسفانه به دلیل کمبود پشتوانه های مالی لازم این امر محقق نمی گردد. بالا بودن هزینه ها همان گونه که گفتم موجب می شود که خانواده ها بچه ها را برای آموزش این رشته ورزشی به مدارس شطرنج، فدراسیون ها و اماکنی که برای همین منظور در دسترس نابینایان قرار دارد وارد نکنند. مسیر پیشرفت هموار نیست. زیرا این بچه ها به دلیل مواجهه با محدودیت بینایی باید برای شرکت در رشته های مختلف ورزشی متحمل هزینه های بسیار بالا تری به نسبت افراد عادی گردند. امیدوارم هم خانواده ها و هم مسؤولین با حمایت های خود پایه های خوبی را برای هموار ساختن این مسیر برای نابینایان ایجاد نمایند.

نوری: ندا جان. ممنونیم از وقتی که در اختیار ما گذاشتید. حالا به عنوان سخن آخر اگر حرفی با مسؤولی، دوستی دارید بفرمایید.

حقیقت: من همانگونه که در حرف هایم هم گفتم انتظارم از خانواده ها و مسؤولین این است که با کمک های خود نابینایان را بیشتر به سوی ورزش سوق دهند. ضمن این که خود نابینایان نیز باید تلاش بیشتری برای ورود به رشته های ورزشی مختلفی از جمله: دو میدانی، گلبال، شطرنج، شنا، جودو که به تازگی خوشبختانه به ورزش های نابینایان اضافه شده و رشته های دیگری که من به خاطر ندارم داشته باشند. از مسؤولین انتظار دارم که صدای بچه ها را بشنوند و تلاش بیشتری برای برگزاری هر چه بهتر و با کیفیت تر کلاسها تمرینها و مسابقات ورزشی در رشته های مختلف نمایند. زیرا این امکان وجود دارد که وضع کلاسها، مسابقات و ورزش ما بهتر بشود.

نوری: ممنونیم و برایتان آرزوی موفقیت می کنیم.

حقیقت: من هم ممنونم. زنده باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *