پژوهشکده گفتگو همراه با آقای کریمی

thesis

باسلام خدمت شما خوانندگان و شنوندگان محترم مجله گفتگو

همان طور که همه دوستان می دانند، ما در مجله و سایت گفتگو، پژوهشکده گفتگو را هم داریم. از دوستان عزیز خواسته ایم که پایان نامه های خود را برای ما ارسال نمایند تا خلاقیت های ذهنی و نیز توان مندی های یک فرد نابینا به نمایش گذاشته شود.

از آنجا که از جناب آقای کیومرث کریمی می توان به عنوان یکی از نابینایان موفق جامعه نام برد، در وهله اول از ایشان می خواهیم که خود را بیشتر برای مخاطبین ما معرفی نموده و سپس پیرامون پایان نامه خود برای ما توضیحات بیشتری بفرمایند.

لازم به ذکر است که ایشان فارغ التحصیل رشته تاریخ در مقطع کارشناسی ارشد هستند.

به شما سلام عرض می کنیم. خواهش می کنیم بفرمایید. این میکروفون و این هم شما.

کریمی: با سلام خدمت شما و شنوندگان محترم مجله و با سپاس از شما به خاطر این که زحمت تهیه چنین نشریه گویایی را می کشید و روز به روز به حمد الله شماره به شماره که از انتشار آن می گذرد نسبت به گذشته کیفیت و رشد بیشتر و بهتری را در آن شاهد هستیم.

من از دوران راهنمایی مجبور به تحصیل به شیوه نابینایی اما در مدرسه عادی و به شکل تلفیقی شدم.در سال 1367 در رشته تاریخ در دانشگاه اصفهان پذیرفته و در سال 1371 نیز فارغ التحصیل شدم. از سال 1374 نیز در آموزش و پرورش عادی در مقطع دبیرستان مشغول به تدریس هستم. در سال 1380 برای اولین بار در امتحان کارشناسی ارشد شرکت کرده و در سال 1381 نیز در رشته تاریخ ایران اسلامی وارد دانشگاه اصفهان شدم. در حال حاضر نیز در دبیرستان های عادی مشغول به تدریس هستم.

نوری: جناب کریمی، لطفاً درباره پایاننامه تان برای ما بفرمایید. این پایان نامه گویا با موضوع مقایسه خانواده های شهری روستایی و عشایری از دیدگاه سفرنامه های خارجی در دوران قاجار نگاشته شده. برای ما بفرمایید که در طول نگارش آن چه کار هایی انجام داده و از چه منابعی و چگونه بهره جسته اید؟ آیا برای نیل به موفقیت های حاصله مشکلاتی هم پیش روی شما قرار داشته اند یا خیر؟ اطلاعات آماری مورد نیاز مربوط به این دوره را که کمتر ثبت شده اند چگونه به دست آورده اید؟

کریمی: من لازم می بینم که در ابتدا اشاره ای به دلیل برگزیدن این موضوع به عنوان موضوع پایان نامه ام داشته باشم. زیرا که ترتیب شماره منابع نیز مطرح بود. من علاقه مند بودم برای پایان نامه ام موضوعی را برگزینم که هم مقبولیت و هم استفاده برای عموم داشته باشد، یعنی به اصطلاح خودمان قابل استفاده برای عوام باشد و هم در عین حال کاری تخصصی به شمار رود. زیرا یکی از مهمترین ویژگی های یک کار تخصصی استفاده از منابع دست اول است. چون اگر از منابع و تحقیقات دست دوم استفاده کنیم در واقع از ارزش و اعتبار کار کاسته خواهد شد.از سویی اگر بخواهیم از منابعی استفاده کنیم که مربوط به سده های پیشین باشند، از لحاظ دور از فهم بودن ادبیات و نثر آن برای مردم امروز با مشکل روبرو خواهیم گردید. برای مثال: بسیاری از منابع یا به زبان عربی نگاشته شده بودند و یا نثرشان مانند کتب نگاشته شده در دوران مغول نظیر: تاریخ جهان گشا از لحاظ معنا و مفهوم و شیوه نگارش برای امروزیان دور از فهم به همین خاطر یکی از انگیزه های من برای انتخاب سفر نامه این بود که این دست از منابع هم دست اول به شمار رفته و هم به این دلیل که ترجمه شده و ترجمه شان نیز به دوران قاجار باز می گردد از نظر زبان امروزی تر بوده و از این لحاظ نیز من با مشکلی مواجه نبودم.

نکته دیگر این بود که چون افراد جهانگرد مختلفی نظیر کار شناسان نظامی، مأموران سیاسی، کسانی که باستان شناس یا پزشک بودند، سوای ارتباط با افراد دولتی و طبقات بالای اجتماعی به دلیل ارتباطاتی که خود شان داشتند، با مردم کوچه و بازار ارتباط برقرار و به چیز هایی توجه می کردند که ممکن بود از دیدگاه شان می توانست برای ما جالب باشد.

به قول مولوی که: بهتر آن باشد که سر دلبران، گفته آید در حدیث دیگران . ما از دیدگاه خارجیانی که می توانستند آن تعصب های میهن پرستی، مذهبی و اجتماعی ما را نداشته و قدری دقیقتر امور را ببینند و یا اینکه حد اقل ما نظر و دیدگاه آنان را بدانیم به این کار مبادرت ورزیدیم.

سومین دلیل این بود که چون سفرنامه ها اول در کشور های خارجی و به زبان خود مردمان آن کشورها به چاپ رسیده اند از این نظر سهل الوصولتر بودند که به دلیل ترجمه شدن توسط مترجمینی که متعلق به دوره قاجار یعنی دوران معاصر ما بوده و زبانشان نیز برای مردمان امروز قابل فهم بوده است، دسترس پذیر تر بودند.

قبلاً هم کار هایی در زمینه های مختلف انجام شده بود که موضوعاتی نظیر حجاب و پوشش زنان را شامل می گردید. در این زمینه خانم نیکتا مهر آبادی و غلامرضا انصاف پور کار هایی انجام داده بودند. این مرا تشویق کرد تا روی موضوع خانواده هم از جهت فرهنگی و هم از جهات دیگری چون تعلیم و تربیت، آداب و رسوم اجتماعی، مسائل فرهنگی، جشن ها، اعیاد، عزاداریها و تمام روابط خانوادگی و جایگاه خانواده کار کنم که هم در رابطه با آن کار خاصی نیز ندیده بودم و هم موضوعی جذاب به شمار می رفت.

البته ذکر این نکته را نیز لازم می دانم که از زحمات دوستم آقای کامرانی فر نیز یادی بکنم. ایشان دکترای تاریخ داشته و از اساتید دانش گاه نیز هستند. زیرا خوشبختانه من از راهنمایی ها و مشاوره های ایشان نیز برخوردار بودم.

نوری: آقای کریمی، شما برای ما پیشتر فرمودید که بخشی از منابع مورد نیاز شما در این زمینه گویا نبوده اند. حال ممکن است برای خوانندگان و شنوندگان ما نیز بفرمایید که این منابع و منابع دیگر را چگونه برای استفاده خود مناسب سازی نموده اید؟

کریمی : بخش معدودی از منابع گویا بودند. اما چون من از حدود صد و اندی منبع در نگاشتن این پایان نامه استفاده کرده بودم طبیعتاً بسیاری از این منابع به صورت گویا موجود نبودند. بخشی از این منابع را با کمک دفتر امور نابینایانی که دانشگاه اصفهان داشت و با استفاده از نیرو هایی که به عنوان کار دانشجویی مبادرت به ضبط منابع و کتب مورد نیاز ما می کردند مورد بهره برداری قرار می دادم. من این شانس را داشتم که در زمان تحصیلم در دانشگاه اصفهان چنین امکانی در اختیارم بود.

بخشی از منابع را با استفاده از فهرستشان مورد بررسی قرار داده و بخش های مورد نیاز را انتخاب و مطالب مورد نظر را به صورت فیش برداری معمولی جدا می نمودیم. چون من هم زمان کار تدریس را نیز داشتم، هر هفته که از شهرستان به اصفهان می آمدم بخشی دیگر را که به اتفاق از کتب مختلف جدا کرده بودیم، به دوستان و همکارانی که داشتم داده و از ایشان می خواستم که آنها را برایم به صورت گویا در آورند. من خود نیز با استفاده از یک ضبط دیگر مطالب گویا شده را مورد بررسی قرار داده و باز قسمت های مورد نظرم را از میانشان جدا می نمودم. سوای این کار های دانشجویی دوستانی هم بودند که کار ضبط کتب و منابع مورد نیاز را با پرداخت هزینه برای من انجام می دادند. مجموعاً با استفاده از منابعی که گویا میشد، فیش هایی که تهیه می کردیم و کتبی که با هم می خواندیم و در نهایت همه را باز به صورت مکتوب در می آوردیم، تعدادی فیش آماده شد که باید طبقه بندی شده و مورد تحلیل قرار می گرفت. این مطالب را به صورت پیش نویس به استاد ارائه می دادیم. او نیز با بررسی آنها نظرات خود را بیان می نمود. سپس ما این نظرات را روی مطالب تهیه شده اعمال می کردیم. به همین خاطر با این که من از ترم سوم روی پایان نامه ام کار می کردم، تهیه و تنظیم آن حدود یک سال و نیم به طول انجامید.

نوری: آقای کریمی، شما برای دوستانی که در صدد نوشتن پایان نامه هستند و برای بهبود روندی که در پیش گرفته اند چه توصیه هایی دارید؟

کریمی: با توجه به پیشرفت های شایان ذکر تکنولوژیکی در این دوره که امکان مطالعه کتب به صورت های مختلف از جمله: فایل های وُرد و به طور کلی دیجیتال را برای نابینایان فراهم نموده اند، باید به ایشان این نکته را گوشزد کنم که برای نگاشتن پایان نامه خود به انتخاب موضوعاتی بپردازند که خود اشراف کامل بر آن داشته باشند تا اولاً بتوانند اظهار نظر و نتیجه گیریهای لازم را در رابطه با آنها انجام داده و هم در زمان دفاع به خوبی از عهده این امر بر آیند. زیرا اگر قسمت اعظم کار را شخص دیگری انجام دهد خود فرد نابینا تسلط مورد نیاز را بر آن نخواهد داشت. دیگر این که از موضوعات به روز تر در رشته های تحصیلی خود استفاده نمایند. به طور مثال در رشته تاریخ که رشته خود من هم هست، بجای انتخاب موضوعات مربوط به دوره باستان که گاه استفاده و خواندن برخی اسناد آن با مشکلاتی مواجه می شود، موضوعاتی را برگزینند که مطالعه منابع مورد نیاز شان آنان را با مشکلی روبرو نسازد و از سویی دیگر برای عموم نیز قابل استفاده باشد.

نوری: آقای کریمی، از شما تشکر کرده و برای شما آرزوی موفقیت روز افزون داریم.

کریمی: من هم از شما به خاطر فراهم نمودن چنین فرصتی سپاسگزارم. امیدوارم این کار جزئی که انجام دادم مورد استفاده دوستان قرار گیرد. البته باید این نکته را هم ذکر نمایم که اختصاص بخشی به پایان نامه ها در مجله به منظور علمی تر کردن آن با استفاده از پایان نامه های خود بچه ها انگیزه ای بود که مرا وا داشت تا چنین پیشنهادی را مطرح نمایم. قدم نخست را نیز در این زمینه خود من برداشتم.اگر جسارتی کردم، شما به بزرگواری خود بر من ببخشایید.

نوری: باید از دوستانی که فایل صوتی این مصاحبه را مورد استفاده قرار می دهند پوزش بطلبیم. چرا که این مصاحبه در محیط اسکایپ ضبط شده و ممکن است از نظر ایشان دارای کیفیت مطلوب نباشد.

لازم به ذکر است، از آنجا که مطالعه پایان نامه آقای کریمی خالی از لطف نیست، فایل صوتی آن هم در سایت مجله گفتگو و هم در سایت بخش فارسی کتاب خانه نابینایان برلین موجود است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *