همراه با آقای مریانی از آلمان – مبحث روانشناسی pier counseling

madad

با سلام خدمت شما دوست داران محترم مجله گفتگو.

این بار نیز در رابطه با مبحث شیرین روان شناسی، در خدمت جناب آقای محسن مریانی کارشناس امور تربیتی و روان درمانی هستیم که برای ما از pier counseling صحبت می فرمایند. ضمن تشکر از ایشان به خاطر زمانی که در اختیار ما قرار دادند، تقاضا می کنیم که از تاریخچه این مبحث و نیز تفاوت آن با روان درمانی برای ما توضیحاتی را ارائه بفرمایند. همچنین از شما شنوندگان عزیز نیز با این توضیح که این مصاحبه در محیط اسکایپ ضبط شده، به دلیل افت احتمالی کیفیت صدا در فایل صوتی عذر خواهی می نماییم.

من هم خدمت شما و شنوندگان مجله گفتگو سلام عرض می کنم. دوستان عزیز، pier counseling پدیده ایست که دارای پنجاه سال قدمت است. من در رابطه با آن و چگونگی پیدایش این پدیده و این که چگونه شکل تئوریک و حرفه ای و تخصصی به خود گرفت و همچنین این که چه کسانی می توانند به عنوان pier counselor مشغول به فعالیت شوند و این که چشم انداز این رشته در ایران چگونه می تواند باشد توضیحاتی را ارائه خواهم داد.

Pier counseling از دو واژه pier به معنای هم نوع و یکسان که البته من آن را در چارچوب بحث امروز به هم سرنوشت نیز ترجمه می کنم و counseling به معنای مشاوره تشکیل شده است. بنابر این می توان این واژه را به” مشاوره دادن به هم سرنوشتان” ترجمه نمود. به عبارت دیگر مشاوره دادن به کسانی که مشکلات مشابهی را دارا هستند.

این جریان در دهه 1960 و به وسیله عده ای از دانشجویان معلول دانشگاه سانفرانسیسکو به وجود آمد که هدف از آن کسب استقلال آنان در تصمیم گیری های مربوط به خودشان و از این رهگذر درمیان گذاشتن مشکلاتشان با هم سرنوشتانشان و کسانی بود که می توانستند آنان را بهتر درک نمایند. البته این را هم بگویم که من با واژه معلول زیاد موافق نیستم و علتش هم این است که در جامعه این واژه معمولاً این تصور را به وجود می آورد که چنین فردی لزوماً شخصی غیر فعال بوده و به یک قیم نیازمند است.

دانشجویان مذکور آغاز این جریان را به این ترتیب رقم زدند که یکی می نشست و یک ساعت در رابطه با انواع مشکلات پیش رو با دیگری صحبت می کرد. در این یک ساعت فقط خود همان یک نفر بود که حرف می زد و طرف مقابل فقط حرف های او را می شنید. بعد از این یک ساعت طرف مقابل به همین ترتیب شروع به صحبت کردن می نمود و نفر اول گوش می داد. این کار با این استدلال انجام می گرفت که وقتی یک نفر بی وقفه درباره مشکلاتش صحبت کرده و کسی هم حرف او را قطع نکند ممکن است در خلال همین صحبت کردن راه حل هایی به ذهن گوینده رسیده و همان جا هم مطرح شود.

این جریان در میان زنان سیاه پوست نیز رواج یافت. همچنین الکلی های پنهان، یعنی آن دسته از معتادان به الکل که موفق به ترک اعتیاد خود شده بودند نیز توانستند با بهره گیری از تشکیل چنین اجتماعاتی در راستای یاری رساندن به هم سرنوشتان خود در جهت ترک الکل وارد عمل شوند. حتی بیمارانی مانند مبتلایان به آرتروز نیز که باید روش ادامه زندگی با وجود این درد را می آموختند، چنین تشکیلاتی را به منظور بهره جستن از تجربیات یکدیگر ایجاد نمودند.

این جریان به مرور شکل علمی به خود گرفت و کسانی هم که در این حوزه فعالیت می کردند تئوری های محاوره روان درمانی و گفتگو درمانی را که مبدع آن شخصی به نام ریچارد راجر است مورد استفاده قرار دادند. البته این روش امروزه در ایران نیز مورد استفاده قرار می گیرد. به مرور این جریان جنبه حرفه ای تری به خود گرفت. در اواسط دهه 1980 نیز وارد اروپا و به ویژه آلمان گردیده و در اینجا بود که شکل آموزشی و کاملاً منسجمی پیدا کرد.

نحوه برگزاری این جلسات به این ترتیب است که یک دوره شش هفته ای و برای هر هفته نیز 24 ساعت آموزشی شامل جلسات 45 دقیقه ای در نظر گرفته می شود که از روز های پنجشنبه تا یکشنبه را در بر گرفته و مجموعاً شامل 144 ساعت آموزشی می گردد.

در مرحله اول به تاریخچه این نوع از درمان به صورتی جزئی و نه به این شکل خلاصه ای که من اکنون ارائه دادم پرداخته می شود.

در مرحله بعدی تاریخچه فردی هر شرکت کننده و چگونگی کنار آمدن با مشکل خود و زندگی کردن با آن همچنین نحوه پذیرش این مشکل توسط افراد مورد بررسی و تأکید بسیار قرار گرفته و روی آن به صورتی کاملاً عمیق کار می شود.

در مرحله سوم به افراد آموزش های لازم در زمینه تئوری محاوره داده می شد. همچنین به آنها آموخته می شود که چگونه بدون قطع کردن حرف گوینده برای هر یک از جملاتی که از او می شنوند جمله ای به عنوان جواب حاضر داشته و در موقع مناسب ارائه نمایند. این طرز عمل این امکان را در فرایند درمان فراهم خواهد آورد که گوینده همان گونه که پیشتر نیز اشاره شد در خلال صحبت هایش بتواند به راه کار های ممکن برای حل مسأله دست یافته و خود نیز در درمان خویشتن نقشی اساسی ایفا نماید.

این در واقع همان تفاوتیست که میان مشاور هم سرنوشت و یک دوست وجود دارد. زیرا یک دوست سعی دارد تا با بیان تجربیات خود انتخاب روشی خاص را به فرد دارای مشکل توصیه و القاء نماید. در صورتی که در یک مشاوره با افراد هم سرنوشت فرد می تواند با استفاده از داده ها و توانمندی ها و نیز با در نظر گرفتن شرایط و نیاز های خاص خود اقدام به درمان نماید.

در مرحله چهارم درمان، وارد تئوری های سیستمی می شود. به این ترتیب که مباحث مربوط به خانواده و جامعه و نیز نوع برخورد ها و در واقع روابط مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.

در دو روز یا مرحله بعدی فرایند درمان وارد مرحله ای به نام راه جویی های شخصی می شود. در این مرحله است که به افراد آموزش داده می شود که چگونه از کمک هایی که از بیرون دریافت می کنند به بهترین شیوه استفاده نمایند. شایان ذکر است که این دوره آموزشی باید در هر جامعه بسته به نیاز ها و توان مندی های گروه ها باز نگری شود. زیرا ممکن است که ارائه آموزش ها به صورت متمرکز در شش هفته متوالی ممکن نگردد و به ناگزیر هر دوره آموزشی به قسمت های مختلف تقسیم گردد.

حال سؤال این است که چه کسانی می توانند به عنوان مشاور هم سرنوشت مشغول به فعالیت شوند.

کسانی اجازه ورود به این دوره ها را دارند که اولاً خود معلول باشند. یعنی این تجربه را داشته و توانسته باشند روی آن کار کرده و کم و بیش بر مشکلات خود غلبه کنند. اینان می توانند با دیدن این دوره ها به کار خود جنبه حرفه ای داده و کمک های مؤثر تر و مثمر ثمرتری به مشاوره جو ارائه نمایند.

شرایط مطلوب برای شرکت کنندگان در این دوره های آموزشی این است که حد اقل دارای یک مدرک کارشناسی از دانشگاه باشند. حال ممکن است در این مورد استثناهایی هم وجود داشته باشد که این امر به تجربیات و توانمندی ها و فعالیت فرد در حوزه امور نابینایان بستگی خواهد داشت. کسی که علیرغم نگذراندن آموزش های دانشگاهی توانسته در حوزه مذکور فعالیت های شایان ذکری به صورت افتخاری داشته باشد فردی است که خواهد توانست در این دوره های آموزشی شرکت جسته و از آنها بهره مند شود.

این دوره 144 ساعته دوره های تکمیلی را نیز در بر می گیرد. یکی از این دوره ها که در طی آن کسی که قصد ارائه مشاوره به همنوعان خود را دارد باید در ابتدا خود نزد یک مشاور هم سرنوشت یک دوره 10 ساعته گذرانده و از مشکلات و مسائل شخصی خود برای او گفته و اگر مشکلی در زمینه پذیرش معلولیت برای خودش وجود دارد از این طریق آن را حل نماید.

مرحله بعدی یک کار کتبی است که باید با موضوع آزاد توسط آموزش گیرنده انجام شود.

در مرحله بعد باید یک کار نمایشی به صورت زنده در چارچوب مورد نظر توسط آموزش گیرنده ارائه و در خلال آن یک کار مشاوره انجام پذیرد. البته در تمامی این مراحل نیز یک مشاور به صورت کمکی در اختیار آموزش گیرنده خواهد بود تا او را در انجام مراحل مختلف حمایت نماید.

برای این که بتوان به مزایای این دوره اشاره کرد در ابتدا باید به تفاوت آن با روان درمانی پرداخت. در روان درمانی مراجع برای برطرف کردن مشکلات عمومی نزد یک روان درمانگر رفته و مشکل خود را که معلولیت را نیز ممکن است شامل شود با او درمیان می گذارد. اما در مشاوره به هم سرنوشت معلولیت همان مسأله ایست که مراجع برای حل آن نزد مشاور رفته، راجع به آن صحبت کرده و در جهت رفع آن اقدام می نماید. مزیت این نوع از مشاوره معلول بودن خود مشاور است که همین امر نیاز به توضیح درباره بسیاری از مسائل از سوی مراجع را برای او مرتفع می سازد. یک اشاره کوتاه در این خصوص برای مشاور کافی خواهد بود تا بتواند به عمق مشکل مراجع خود پی برده و او را در رفع آن یاری رساند.

مزیت دیگر این روش الگو بودن مشاور برای مراجع است. به این ترتیب که وقتی شخصی که به هر دلیل دچار نوعی از معلولیت شده با مشاوری که خود نیز در موقعیت جسمی مشابه رو در رو قرار می گیرد، می تواند به این نکته پی ببرد که اگر او توانسته با وجود معلولیت اکنون به عنوان یک مشاور در مقابلش نشسته و او را در حل مشکلم یاری نماید، پس او نیز خواهد توانست با مشکل خویش کنار آمده و به زندگی عادی خود ادامه دهد. این نکته بسیار در این نوع از مشاوره حائز اهمیت خواهد بود.

حال چشم انداز این نوع مشاوره در ایران:

من نشستم و فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که در ایران افراد بسیاری در انجمن های مختلف مشغول به کار بوده، بسیار زحمت کشیده و فعالیت های ارزنده ای نیز کرده اند. حالا من دوستان را به طور مستقیم نمی شناسم اما راجع به فعالیت های ارزنده ای که به انجام می رسانند دورادور چیز های زیادی می شنوم. اما اگر در هر انجمنی یک مشاور هم سرنوشت وجود داشته باشد این امکان را به مراجعین خواهد داد تا در درجه اول برای رفع مشکلات روحی روانی ناشی از معلولیت به او رجوع کرده و در گام های بعدی نیز روش ادامه زندگی عادی و بازگشت به جامعه را بیاموزد. در این مرحله او خواهد توانست با روحیه و روان باز تری به آموزش شغلی که در آینده در پیش خواهد گرفت بپردازد.

ما امیدواریم که بتوانیم با شرکت تمامی انجمن های دست اندر کار امور معلولین در ایران به برگزاری این دوره ها مبادرت نماییم. زیرا این دوره بین یک و نیم تا دو سال به طول انجامیده و در هر دوره نیز 8 تا 12 نفر را می توان شرکت داد.

نکته مهم دیگری که من لازم می بینم به آن اشاره نمایم، این است که حتماً قرار نیست تمامی کسانی که در این دوره شرکت می کنند پس از مدت زمان یک و نیم تا دو سالی که این دوره را پشت سر گذاشتند مدرک مشاوره برای گروه های هم سرنوشت را دریافت نمایند. این بستگی به توانایی های آنان دارد. تجربه نشان داده است که 90 درصد این افراد قادر به کسب این مهارت هستند. کسانی هم که در اخذ مدرک موفقیتی کسب ننموده اند می توانند گواهی دریافت نمایند که نشان می دهد این دوره را پشت سر گذارده اند. زیرا این نکته باید بسیار جدی گرفته شود که مراجعین این افراد کسانی هستند که می خواهند راز دل خود را با اینان درمیان گذارند و از ایشان انتظار کمک در جهت رفع مشکل خود را دارند.

نکته دیگری که باید بسیار مورد توجه قرار گیرد این است که این کار آموزان باید مانند پزشکان سوگند یاد کنند که مسائل مطروحه توسط مراجعین را به بیرون از جلسه انتقال نخواهند داد. زیرا مراجعین گاه ممکن است خصوصی ترین مسائل خود را با مشاور درمیان گذارند. لذا شایسته است که با اعتمادی که به مشاوران می شود با احترام برخورد گردد.

ما امیدواریم بتوانیم با همکاری انجمن های مختلف معلولین در ایران به راه اندازی این دوره ها در این کشور نیز مبادرت ورزیم.

من تلاش کردم تا بسیار فشرده صحبت کنم. اما اگر دوستان پرسش یا نظری دارند می توانند از طریق تماس با مجله گفتگو مطرح نمایند تا در شماره های بعدی مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

ما هم از شما تشکر می کنیم. در پایان اگر صحبتی دارید بفرمایید.

من فقط برای تمامی دوستان آرزوی موفقیت می کنم. تا گفتگو های بعدی خدا نگهدار..

فریبا نوری

پست های مرتبط

بدون پست مرتبط یافت نشد.

3 comments

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *