توضیحاتی در رابطه با روزنامه ایران سپید همراه با آقای سهیل معینی

beril

با سلام خدمت دوستان عزیز.

در قسمت معرفی مجموعه های موفق و افراد موفق اینبار در خدمت آقای سهیل معینی از افراد موفق نابینایمان هستیم و هم مجموعه ای موفق.

ایشان در وهله اول از خودشان برای ما می فرمایند که از موفقیت هایشان بشنویم، بعد هم درباره مجموعه پر تلاش ایران سپید که تنها روزنامه بریل ایران و شناخته شده برای همه دوستان ما است.

نوری: آقای معینی سلام می گوییم خدمتتان و تشکر می کنیم که وقت عزیزتان را در اختیار ما گذاشتید. حالا از خودتان بفرمایید.

معینی: من هم عرض سلام دارم خدمت همه دوستان و خوشحالم فرصتی برای ارتباط بین من و تعدادی از دوستان نابینا از این طریق فراهم شده.

از خودم بگویم که صحبت چند دهه کار و زندگیست. ولی نکاتی را که می توانم به آنها اشاره کنم اینها هستند که خب! 8-9 سالگی نابینا شدم. تا کلاس دوم ابتدایی را در مدرسه بینایی خواندم و بعد بر اثر حادثه ای ظرف 2 سال بیناییم را از دست دادم و از شهرستان، خّرم آباد استان لرستان برای ادامه تحصیل آمدم تهران. چون آن موقع تنها امکانی که بود در همین شهر تهران و معدودی مدارس در کلان شهرها بود. بالطبع همینجا ادامه تحصیل دادم تا اینکه در رشته علوم سیاسی وارد دانشگاه تهران شدم. بعد هم که در کار شناسی ارشد در روابط بین الملل با گرایش اقتصاد بین الملل تحصیلم را ادامه دادم. ولی در اواخر دوره لیسانس بود که شروع کردم به مقاله نویسی در مطبوعات و دیگر حوزه اصلیم شد مطبوعات و سال 73 رفتم به خبرگزاری جمهوری اسلامی و به عنوان کارشناس خبر شروع به کار کردم. در این مسیر یواش یواش به دلیل ضرورتی که می دیدم فعالیتهایی در حوزه معلولان و فعالیتهای “N.G.O” یک مقداری زیادی کارم شیفت شد از مطالب روابط بین الملل به حوزه معلولان. با این که روابط بین الملل همچنان یکی از زمینه های علایق من است و دنبال می کنم اما شاید اولویت را در این دیدم که انرژیم را در این بخش بگذارم. چون به نظر خلاء های زیادی در آن داشتیم. این بود که یواش یواش قلمم و ذهنم سوق پیدا کرد به سوی این حوزه و تقریباً بیست و اندی سال است که دارم در این حوزه می نویسم و کار می کنم.

از سال 75 زمینه شکل گیری روزنامه “ایران سپید” شکل گرفت به عنوان دومین فرزند مؤسسه فرهنگی – مطبوعاتی ایران که روزنامه ایران اولین محصولش بود. در واقع طبق شعاری که این مؤسسه داشت، مبنی بر این که: “ایران بخوان” یا “ایران برای همه ایرانی ها”، درخواست هایی از سوی نابینایان مطرح شد که خب اگر روزنامه ایران برای همه ایرانی هاست پس در این میان سهم ما چه می شود و یک جرقه ای شد برای این که مؤسسه ایران یک بررسی هایی را شروع کند و نهایتاً به این تصمیم رسید که روزنامه ایران سپید را منتشر کند. از 28 آبان ماه این روزنامه متولد شد و بالطبع هم چون روزنامه ایران وابسته به خبرگزاری بود و در واقع ما هم داشتیم در این حوزه کار می کردیم، شاید به عنوان تنها بچه های نابینایی که به صورت حرفه ای داشتیم در حوزه مطبوعات کار می کردیم، از همان ابتدای کار در جریان قرار گرفتیم و آمدیم و برای راه اندازی روزنامه کمک کردیم و داستان نوزده سال و اندی روزنامه ایران سپید از آن زمان شروع شد و من تا سال 85 در ایران سپید بودم به عنوان سردبیر. بعد تحولات جدیدی که پیش آمد و دوران نهم آمد روی کار، در واقع از نظر مواضع فکری ما فاصله داشتیم با مدیریت جدید مؤسسه و آن کادر سر دبیری، مدیر مسؤول ها و دبیر ها از مؤسسه ایران بیرون آمدیم و من دیگر نبودم تا سال 92، بعد از روی کار آمدن آقای روحانی که دوباره دعوت به کار شدم به عنوان مدیر مسؤول و برگشتم به ایران سپید. به موازات فعالیتهای مطبوعاتی هم که بالطبع فعالیت حرفه ایم در حوزه معلولان شد. چه مشاوره با سازمان بهزیستی، فعالیت با “N.G.O” های مختلف. از سال 85 – 86 من دو سال مشاور امور معلولان وزیر رفاه و تأمین اجتماعی شدم که برای اولین بار بود که در کشور اتفاق می افتاد. در ادامه هم که فعالیتهای “N.G.O” را داشتم. بعد از این که از وزارت رفاه آمدم بیرون بچه های انجمن باور، مرا دعوت به کار کردند. من هم که از قبل شناخت داشتم از این انجمن رفتم و در آنجا شروع به کار کردم به عنوان رئیس هیئت مدیره و بعد هم به عنوان مدیر عامل انجمن. بعد از بیرون آمدن از وزارت رفاه و تأمین اجتماعی در سال 86، وارد فعالیت های اِن. “N.G.O” مستقیم شدم. تا آن موقع مستقیم خیلی درگیر حوزه “N.G.O” یی نشده بودم که از این سال به بعد با انجمن باور شروع کردم و بعد هم که دور دوم فعالیتهای شبکه تشکل های نابینایان و کم بینایان کشور را بنیان گذاشتیم. چون دور اول فعالیتهای آن تحت عنوان شورای مرکزی تشکل های نابینایان نامگذاری شده بود که داستان جدای خودش را دارد.

الآن هم که همین حوزه را دارم به اضافه این که همکاریهای تخصصی با وزارت کار و تعاون و سازمان بهزیستی دارم.

نوری: از روزنامه ایران سپید بفرمایید که همانطور که همه دوستان می دانند دارای بخشهای مختلف بوده و یک شبکه اطلاع رسانی به نابینایان داخل ایران به شمار می رود.

معینی: ایران سپید هم که گفتم سال 85 پایه گذاری شد و شکل گرفت و داستانی داشت. واقعاً خود آغاز به کار ایران سپید هم داستان قابل توجهی دارد.

بعد از این که مؤسسه ایران این روزنامه را منتشر کرد واقعیت این بود که روزنامه را با ماشین های چاپ عادی شروع کردند. ماشین های چاپی که برای روزنامه های بینایی بود. جا دارد از آقای مهندس مظفری در اینجا یادی بکنم که آن موقع معاون فنی مؤسسه ایران بود. ایشان آمد و دستکاری هایی در این ماشین انجام داد که امکان چاپ روزنامه بریل را فراهم کرد که خودش داستانی بود. در ابتدا روزنامه نبود به معنی اخص کلمه. روزهای فرد بیرون می آمد. روز های یکشنبه، سه شنبه و پنجشنبه. در واقع روزنامه هم به صورت یک رو چاپ می شد. یعنی فقط یک رو بریل بود و 8 صفحه هم بود. تا بعد از چند ماه امکان این پیدا شد یا ضرورت این شکل گرفت که چاپ بریل روزنامه به ماشین های چاپ بریل مرکز رودکی منتقل شود. ماشین های تخصصی همین کار. روزنامه دو رو شد و 6 روز در هفته. یعنی از اینجا به بعد ما به معنای واقعی کلمه روزنامه ایران سپید را به صورت روزنامه داشتیم.

باز هم تأکید می کنم در اصلاح این صحبت که روزنامه ایران سپید تنها روزنامه بریل ایران است، باید بگویم که ما تا جایی که تحقیق کرده ایم روزنامه ایران سپید تنها روزنامه بریل دنیا است و نه فقط ایران و هنوز هم ما در دنیا روزنامه ای که daily paper باشد نداریم. ولی به معنی اخص کلمه به صورت ادواری در دنیا نشریه بسیار داریم. هفته نامه، ماه نامه، به شکلهای مختلف و حتی نشریات الکترونیکی که daily همین الآن داریم. ولی روزنامه ای که بریل تولید شود و هر روز توزیع شود تا جایی که اطلاع داریم نداریم در دنیا و اتفاقاً پدیده جالبی هم بود که من یادم هست اولین سالی که برای نمایشگاه REHACARE در دوسلدورف آمدم ، آنجا راجع به روزنامه ایران سپید صحبت کردم برای خود مسؤولین نمایشگاه خیلی جالب بود و آنها به ما گفتند که اصلاً ما سال بعد به شما غرفه رایگان می دهیم. برای اینکه پدیده بسیار جالبی است برای خود ما هم که یک روزنامه در یک کشوری مثل ایران وجود دارد که به صورت بریل چاپ و منتشر می شود. روزنامه بعد از اینکه در سال 75 شروع کرد به انتشار، از همان اول تمهیداتی اندیشیده شد که روزنامه توزیع دکه ای نداشته باشد و ضرورت تردد افراد نابینا را به دکه ها برای دریافت روزنامه را بردارند. در نتیجه قرار شد که روزنامه به آدرس مشترکین برود. حالا این مشترک چه کارمند باشد به آدرس اداره اش داده شود، چه منزل، چه مدرسه، مراکز آموزشی و غیره. بنابراین توزیع روزنامه را سیستم پست بر عهده گرفت. جلساتی با پست گذاشتیم که روزنامه در سراسر کشور هر روز توزیع شود. از آن سال تا حالا هم که قریب به 19 سال می گذرد، البته همچنان نشیب و فراز های پستی در توزیع روزنامه را داریم. خب! خیلی داستانها را ما طی کرده ایم. سیستمهای مختلف را ما با پست بالا و پایین کرده ایم که روزنامه حد الامکان به موقع به دست خوانند ها برسد. ولی به هر حال دو تا مشکل عمده داریم. یکی اینکه به هر حال ایران کشور گسترده ایست. کشور وسیعیست و توزیع روزنامه در آن کار ساده ای نیست. بخصوص که قرار باشد روزنامه به مناطق روستایی و شهرستان های دور هم برود. بحث دیگر بحث اقتصاد توزیع است. از آنجایی که ما هزینه ای برای توزیع روزنامه به طور مستقیم به پستها نمی دهیم و در واقع نه دولت می تواند این را تأمین کند و نه قرار است که این هزینه به مخاطب تحمیل شود. در نتیجه مجبوریم که از سیستم پست دولتی استفاده کنیم که توزیع روزنامه را به شکل رایگان انجام می دهد. وقتی قرار شد که یک مرسوله ای به صورت رایگان توزیع شود، آن هم هر روز، قطعاً داستانهای خودش را دارد. قطعاً این است که روزنامه در برخی از شهرستانها دیرتر می رسد به دست مخاطب، به هر حال نیروی انسانیست، بعضی مواقع پستچی ها روزنامه را به موقع تحویل نمی دهند، مناطقی داریم که دو روز یکبار روزنامه را جمع می کنند، می برند و نوسانات مختلفی داریم. مثلاً در چند ماه قبل ما در اصفهان مشکلات خیلی زیادی داشتیم و از آنجایی هم که ما خواننده های پر و پا قرصی داریم در اصفهان، خب! خیلی اعتراض بود به این که بالاخره جلساتی را گذاشتیم بین پست استان اصفهان نمایندگی روزنامه ایران که روزنامه ایران را هر روز در آنجا از هواپیما تحویل می گیرد و توزیع می کند، این مشکلات به حداقل رسید و همینطور در استانهای مختلف.

نوری: آقای معینی! برای ما بفرمایید که تیراژ تولید روزنامه ایران سپید به طور میانگین در چه حدودی است؟

معینی: الآن تیراژ روزنامه حول و حوش 3000 تاست. نوسان می کند. به این دلیل که واقعیت این است که ماشین های چاپ در ایران بیشتر از این ظرفیت ندارند. یعنی مرکز تخصصی رودکی که ما داریم و دارد روزنامه را چاپ می کند، ماشین هایی دارد که فرسوده اند، باز سازی نشده اند و واقعاً امکان افزایش تیراژ را نداریم. حتی بعضی روزها ما افت تیراژ 50-60 تا 100 تایی را داریم. به دلیل اینکه روزنامه با دو نوع دستگاه چاپ می شود.بعضی وقت ها یکی از این دستگاه ها مشکل پیدا می کند. مثلاً همین 2 هفته پیش دستگاه چاپ دچار مشکل شد و ما مجبور شدیم یک روز روزنامه را چاپ نکنیم و این مشکل پیدا کرد و روز بعد دو تا روزنامه را با هم توزیع کردیم. چون با تمام تلاشی که کردند نتوانستند مشکل را بر طرف نمایند. مشکل دیگری که داریم این است که یک دانه تیراژ را نمی توانیم افزایش دهیم. در حالی که می توانم واقعاً به جرأت بگویم نه به دلیل بازگشت من در سال 92 به ایران سپید که اگر سهمی در آن دارم موجب افتخارم است، به دلیل تغییر محتوایی که ما در ایران سپید داشتیم و کاهش استقبالی را شاهد بودیم در این چند سالی که به هر حال سیاست های دیگری حاکم بود بر روزنامه ایران و روزنامه ایران سپید هم از آن سیاست ها جدا نبود، یک مقدار بین ایران سپید و مخاطبین فاصله زیادی افتاده بود، سلیقه های دیگری بر ایران سپید حاکم بود که خیلی مورد توجه اکثریت خواننده ها نبود. از سال 92 که برگشتیم و تغییراتی را در محتوا دادیم که هم پای تغییرات در خود روزنامه ایران هم اتفاق افتاد، این اقبال برگشته خوشبختانه و ما مجبور به افزایش تیراژیم و خب خوشایند ماست. اما واقعاً این که الآن نه امکان افزایش تیراژ داریم و حتی نه امکان افزایش صفحات. یعنی با این که الآن روزنامه ایران سپید در 20 صفحه دارد چاپ و منتشر می شود که خب افزایش قابل توجهی است نسبت به گذشته، اما ما واقعاً حتی یک برگ 4 صفحه ای نمی توانیم به روزنامه اضافه کنیم. زیرا همین یک دانه برگ را وقتی ضرب در تعداد تیراژ بکنیم و سرعت ماشین های چاپ جواب نمی دهد و مشکل داریم. به همین دلیل ما به یک نقطه ای رسیدیم در توسعه ایران سپید که باید در واقع تمهیدات نوینی را برای افزایش اطلاع رسانی بیندیشیم

یکی از این تمهیدات در سال 92 راه اندازی سایت ایران سپید بود که به ما امکان این را داد که فضای مجازی را به سیستم اطلاع رسانیمان اضافه بکنیم. در ابتدا خب سایت خیلی مناسب سازی و قابل دسترس برای افراد نابینا نبود. بعد از چند ماه بالاخره کمیته ای را گذاشتیم و سایت را اصلاح کردیم تا اندازه زیادی. هرچند هیچ وقت ایده آل و مطلوب نیست اما الآن تا اندازه زیادی سایت قابل دسترس است و این خب تا حدی جبران می کند ظرفیت محدود چاپی ما را در روزنامه بریل.

حتی من سال 92 در دوره جدیدی که برگشتم به عنوان مدیر مسؤول تصمیم گرفتم و ایده ام این بود و مطرح هم کردم که روزنامه را آنلاین بکنم و چاپ بریل را هم ببرم به طرف هفته نامه. یعنی من همان روزنامه یک هفته ای بریلم را به صورت یک هفته نامه منتشر کنم که قطعاً مطالب لایی و فیوچری خواهد داشت و کمتر خبری و خبر را روی سیستم آنلاین ببرم برای اینکه بتوانم به لحظه و فوریت خبرها را اطلاع رسانی بکنم که خب دستم خیلی بازتر خواهد بود. اما به محض اینکه این ایده مطرح شد، خیلی از بچه های نابینا بلافاصله واکنش نشان دادند و گفتند که نه ما حتماً روزنامه بریل را می خواهیم.

تعابیر متفاوتی در این زمینه شده. عده ای از دوستان گفته اند که این هویت ماست. در اتوبوس می نشینیم در مترو می نشینیم، برایمان مهم است یک روزنامه ای دستمان باشد و ما هم مثل بقیه مردم بتوانیم بگوییم روزنامه داریم. یک عده ای هم می گفتند که ما منبع اطلاع رسانی روزانه دیگری غیر از ایران سپید نداریم و خیلی ها می گفتند که ما کامپیوتر نداریم یا اگر داریم خیلی اصطلاحاً کامپیوتر باز نیستیم، خیلی اینترنت باز نیستیم، اهل اینکه برویم توی یک سایت و خبر بخوانیم نیستیم، در نتیجه می خواهیم که حتماً روزنامه به صورت بریل داشته باشیم. به هر حال من هم با این که ایده کارشناسیم این نبود ولی از آنجایی که روزنامه متعلق به خواننده هاست و آنها باید راجع به آن تصمیم بگیرند، خب ما عقب نشینی کردیم و روزنامه را همچنان به صورت بریل داریم. حالا داریم تمهیدات ویژه ای را فکر می کنیم که برای توسعه اش داشته باشیم. یک بحث، بحث تأمین ماشین های چاپ بریل است که من در گذشته هم اقداماتی را در این زمینه انجام داده بودم، زمانی که مجلس ششم بود، در سالهای 80-81-82 اقدامی کردم برای اینکه بتوانیم ماشین های چاپ اختصاصی بریل را بیاوریم ولی آن زمان میسر نشد. الآن هم که در فکرش هستیم واقعیت این است که دولت با مشکلات ارزی جدی مواجه بود. حد اقل تا قبل از بحث توافق وین چشم انداز تأمین ارزی کشور مناسب نبود و صحبت از این که ماشین های چاپی بیاید که به هر حال هزینه قابل توجهی را دارد، شاید بیش از یک میلیارد تومان هزینه می خواهد ماشین های چاپی که ما مد نظرمان است برای اینکه بتوانند تیراژ بالای روزنامه را جواب بدهند مقدور نبود. به هر حال داریم فکر می کنیم. امیدواریم با کمتر شدن مشکلات اقتصادی دولت زمینه اینکه بتوانیم ماشین های چاپ را تأمین بکنیم که قطعاً آن موقع اگر این ماشین های چاپ بیایند ما نه تنها تیراژ روزنامه را افزایش خواهیم داد، بلکه انتشار نشریات جنبی روزنامه را که من از دهه 80 برنامه هایش را نوشته بودم و در بایگانی ایران سپید هست، بحث نشریه ویژه بانوان نابینا، بحث ایران سپید ورزشی برای ورزشی دوستان و نشریات تخصصی ادبی و کودکان و نوجوانان که طرح هایش از آن زمان مانده، را امکان دارد پوشش بدهیم. راه دیگر قطعاً از طریق توسعه امکانات ما در فضای مجازیست که برنامه ریزی هایی را داریم و داریم فکر می کنیم که از این امکان نوین هم برای اطلاع رسانی استفاده کنیم.

نوری: آقای معینی! در رابطه با موضوعاتی که در ایران سپید مطرح می شود یک مقدار برای ما توضیح می دهید؟ بیشتر دوستان که می دانند ولی خب در مورد این که تقسیم بندی موضوعات را بر اساس چه اصولی دارید در روزنامه ایران سپید؟

معینی: روزنامه دو تا محور اطلاع رسانی دارد. یکی اطلاع رسانی عمومیست. اینجا فرقی نمی کند مخاطب ما نابینا هست یا نیست. یک شهروندی است که باید بداند در زمینه های مختلف از جمله: مسائل فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و غیره.

محور دوممان، محور تخصصی ایران سپید است. اطلاع رسانی تخصصی درباره نابینایان. البته در این محور تخصصی یک محور بزرگتری هم داریم و آن بعد از مسائل نابینایی نگاه با تمرکز بیشتری بر مسائل کل معلولان است که شامل نابیناها هم می شود اما ممکن است منحصر به نابینایان نباشد. اینها محور تخصصی اطلاع رسانی ماست. همیشه هم از دیر باز سلایق مختلفی در این خصوص بوده. یک عده ای از خواننده ها گفته اند که ما می خواهیم روزنامه هر چه عمومیتر باشد و روزنامه ایران سپید را مثل بقیه روزنامه ها داشته باشیم و به قول معروف خیلی نابینایی نشود. یک عده ای از خواننده ها هم هستند که نظر کاملاً متفاوتی دارند. اینها می گویند که نه. ما می خواهیم وزن اطلاع رسانی درباره نابینایان در روزنامه بیشتر باشد. اگر امکان این را می داشتیم که روزنامه در صفحات بیشتری منتشر بشود و ما حجم اطلاع رسانی بیشتری را در اختیار خواننده ها می توانستیم بگذاریم، قطعاً سعی می کردیم تعادلی میان این دو تا سلیقه یا دو تا ضرورت برقرار کنیم. الآن وزن را داریم به اطلاع رسانی تخصصی نابیناها می دهیم. دلیلش هم روشن است و آن این است که با گسترش فضای مجازی و دسترسی هایی که بچه های نابینا خوشبختانه دارند، امکان تهیه اخبار در حوزه های عمومی هم کامل تر از ایران سپید و هم سریعتر از ایران سپید الآن وجود دارد. اما امکان دسترسی به اطلاعات تخصصی حوزه نابینایان وجود ندارد در آن حوزه ها یا کمتر وجود دارد. در نتیجه ما طبعاً رسالت را بر این گذاشته ایم که ایران سپید وزن بیشتری به اطلاع رسانی تخصصی نابینایان بدهد که در روزنامه ایران سپید امروز این ویژگی اطلاع رسانی تخصصی نابینایی را با عنوان ویژه می شناسیم. یعنی ما ستون اخبار ویژه داریم. این اخبار ویژه یعنی اخبار ویژه نابینایان و یا گزارش های ویژه که گزارش های همین حوزه را می پوشاند. این طور بگویم که این مسؤولیت را داریم که هر چه بیشتر اخبار حوزه نابینایان را بپوشانیم. تقریباً هر مسأله ای راجع به نابینایان باشد و مهم باشد ما به سراغش می رویم، مصاحبه می گیریم، گفتگو داریم، گزارش می گیریم. اما قطعاً نیم نگاهی هم به مسائل عمومی همچنان داریم و از آن غافل نیستیم. اما مجبوریم به علت محدودیت فضا آن اولویت را رعایت کنیم.

نوری: آقای معینی! از کار گروهی که فعال هستند در ایران سپید برای ما می فرمایید که این مجموعه دارای چه ویژگی هایی است؟ آیا از افراد نابینا هم در این مجموعه هستند؟

معینی: تحریریه ما ترکیبیست از افراد بینا و نابینا و هر کدام مسؤولیت های خاص خودشان را دارند. طبعاً افراد نابینایی که در آنجا کار می کنند تخصصهایی را دارند که مستقیماً مربوط است به کار مطبوعاتی، توانایی تولید خبر و گزارش در آنها وجود دارد، افراد بینا هم به همین شکل. در نتیجه یک گروهی از افراد بینا و نابینا دارند در کنار هم کار می کنند.

یک خوبی هم که شاید بتوانم بگویم ایران سپید داشته این است که گروه هایی را هم تربیت کرده با حساسیت هایی روی مسائل نابینایان و معلولان و این نیروها به نوبه خودشان شاید پیام رسانه ای ایران سپید را با خودشان به جاهای مختلف برده اند. این هم درباره افراد بینا صادق است و هم درباره افراد نابینا. در مورد افراد نابینا ما اصلاً کسانی را داریم که کار قلمی و مطبوعاتی شان را با ایران سپید شروع کردند. ولی الآن در جاهای دیگر دارند کار می کنند. دوستانی هستند که در واحد مرکزی خبر صدا و سیما دارند کار می کنند. دوست دیگری باز از مجموعه خود ایران سپید هست که دبیر سرویس بین الملل باشگاه خبرنگاران است و خوشحالیم از این جهت که این نیرو ها در ایران سپید رشد و نمو پیدا کرده اند و وارد جامعه شده اند. همینطور دوستان بینایی که از ایران سپید شروع کردند و الآن در جاهای دیگری هستند. حتی خارج از کشور. اما یک خوبی که دارد این است که همواره این حساسیت نسبت به مسائل نابینایان را با خودشان حمل کرده اند و من می بینم که در هر کجا که هستند به مناسبت های مختلفی به این مسأله توجه دارند و مسائل نابینایان را تخصصی دنبال می کنند. یک عده ای از دوستانی هم که در ایران سپید قلم می زنند اینها دوستانی هستند که جزو کادر تحریریه ثابت ما نیستند. در حوزه های تخصصی خودشان قلم می زنند و در واقع ستون هایی را در ایران سپید دارند و از این جهت هم ما تعداد زیادی از نابینایان را داشته ایم که در ایران سپید قلم زده اند و اطلاع رسانی کرده اند و آگاهی رسانی کرده اند، بسته به نوع تخصصی که داشته اند. مثلاً در زمینه روانشناسی، در زمینه جامعه شناسی، در زمینه ادبیات و زمینه های دیگری که خب در طول این سالها بوده. ایران سپید موجب این شد که ما 2 دوره تخصصی خبر نویسی را برای بچه های نابینا ترتیب بدهیم در ایران سپید برای تربیت نیروی متخصص در حوزه مطبوعات. 1 دوره اش را در مرکز رسانه وزارت ارشاد انجام دادیم که تجربه بسیار خوبی بود. برای دوستانی که شاید ندانند توضیح بدهم که مرکز رسانه ای وزارت ارشاد یکی از معتبرترین مراکز غیر آکادمیک تربیت روزنامه نگار است. یعنی کسانی که در آن مرکز ثبت نام می کنند دوره های بسیار خوبی را در زمینه گزارش نویسی، مصاحبه، خبر نویسی طی می کنند و خیلی از نیرو هایی که وارد روزنامه ها شدند از همین مرکز وارد شده اند. ما صحبت کردیم در آن سالها یک دوره اختصاصی برای بچه های نابینا برگزار کردند. برای اولین بار مفاد آن کلاس را ما به صورت جزوات بریل تولید کردیم و در اختیار بچه ها گذاشتیم و کادرهای بسیار مجرب روزنامه نگاری کشور این دوره را تدریس کردند و تجربه بسیار خوبی بود. یک دوره هم که ما در خود دفتر ایران سپید با حضور اساتید برای بچه های دست به قلم برگزار کردیم که باز در جهت تربیت نیروی انسانی بود.

نوری: آقای معینی! در رابطه با هزینه اشتراک افراد نابینا در روزنامه ایران سپید برای ما می فرمایید؟ چه کسانی هستند که از این مسأله دارند حمایت می کنند؟

معینی: 19 سال و اندی دارد از انتشار ایران سپید می گذرد. خب در مواقع و موارد متفاوت این داستان تأمین هزینه ها متفاوت بوده. اما شاید بگویم نقطه اشتراک تمام سیاست ها در طول این 19 سال این بوده که روزنامه ایران سپید یک پدیده فرهنگیست و نمی تواند تمام هزینه های تولیدش را از مخاطب بگیرد. با توجه به این که هزینه های تولید روزنامه بیش از هزینه های متعارف تولید روزنامه های دیگر است به دلایل مختلف. مثلاً پارسال ما در یک برآوردی که بخش مالی مؤسسه انجام داد، هزینه هر تولید روزنامه ما تا 1000 تومان در می آمد که این 1000 تومان را قطعاً ما نمی توانستیم از مخاطب دریافت بکنیم. در سالهای پیش هم که هزینه ها پایینتر بوده کم و بیش این هزینه بالاتر از سطح متوسط هزینه های روزنامه های دیگر می ایستاده. از همان ابتدا که روزنامه منتشر شد، با لحاظ این سیاست کلی خب یک همکاری خوبی بین سازمان بهزیستی و مؤسسه ایران آن موقع برقرار شد. به این معنا که سازمان بهزیستی آمد و هزینه اشتراک تعدادی از مشترکین ایران سپید را پذیرفت. حدود هزار تا. بعداً شد 1500 تا. در همین حدود نوسان می کرد و یک سیاست دیگر این بود که سازمان های دولتی که کارمند نابینا دارند هزینه اشتراک روزنامه های اینها را پرداخت کند. مثل همان هزینه هایی که برای روزنامه افراد بینا این سازمان ها پرداخت می کردند، خب حالا یک فرد نابینا هم روزنامه اش ایران سپید است و این هزینه را آنها پرداخت بکنند. یک عده معدودی از افراد خودشان هزینه های روزنامه شان را پرداخت می کردند. خب طبعاً اینها آدم هایی بودند که یا شاغل بودند و یا وضعیت مالی خانوادگی شان این اجازه را به آنها می داد که اینها تعدادشان همیشه تعداد پایینی بوده نسبت به کل افراد. اما در این چند ساله دیگر آن فرمول اجرا نمی شود. به این صورت که سازمان بهزیستی هزینه اشتراک یک تعداد مشخصی از مشترکین را پرداخت کند. در واقع هزینه ها را مؤسسه ایران پرداخت می کند. عمدتاً در زمینه چاپ سازمان بهزیستی بخشی از هزینه های چاپ را پرداخت می کند. با توجه به این که مرکز چاپ رودکی که الآن شده “ریحانه”، به هر حال سرمایه گذاری هایش را سازمان بهزیستی انجام داده و مرکز چاپ بریل کشور وابسته به خود بهزیستیست. در نتیجه بخشی از هزینه های چاپ را سازمان بهزیستی پرداخت می کند و به این شکل کمک می کند. بقیه اش را هم روزنامه ایران می دهد.یک عده محدودی هم همچنان از مشترکین ایران سپید هستند که هزینه های اشتراکشان را خودشان پرداخت می کنند. در واقع یک مفر جدیدی که پیدا شده برای کمک به اشتراک دوستان، تفاهم نامه ایست که میان سازمان تأمین اجتماعی و مؤسسه ایران پارسال منعقد شد که بر اساس این تفاهم نامه افراد نابینای تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی که کد بیمه تأمین اجتماعی دارند، هزینه اشتراک آنها را سازمان تأمین اجتماعی پرداخت می کند. یکبار این کار سال 93 انجام شده. امید این را داریم که تداوم پیدا بکند و کمکیست به کاهش هزینه ها از روی دوش مؤسسه ایران.

نوری: آقای معینی: در رابطه با صفحه ایران سپید در روزنامه ایران هم برای ما یک توضیح کوچک می دهید؟

معینی: ببینید! بعد از انتشار ایران سپید، ما همیشه دنبال این بودیم که برای اینکه وضعیت زندگی افراد نابینا در جامعه بهبود پیدا کند دو طرف یک معادله باید به طرف هم حرکت کند. یکی افزایش آگاهی افراد نابیناست و یکی افزایش آگاهی جامعه درباره افراد نابینا. در نتیجه بعد از این که ایران سپید منتشر شد، ما فکر کردیم که بسیاری از مطالبی را که ما در ایران سپید چاپ می کنیم، جامعه هم باید بداند. به این خاطر ابتکاراتی شروع شد. از جمله کار خیلی زیبایی که در گذشته انجام شد، انتشار ایران سپید به خط دو گانه بود. ما در یک شماره در هفته که روزهای شنبه بود، روزنامه ایران سپید را که به خط بریل در می آوردیم، روی همان کاغذ به صورت چاپ رنگی چهار رنگ که کامل هم بود به صورت بینایی چاپ می کردیم. هدفمان این بود که این روزنامه که می رود داخل خانواده و یک فرد نابینا آن را می خواند، هم زمان بقیه خانواده و همکارانش بتوانند مطالب ایران سپید را بخوانند و این طوری در واقع یک ارتباط دو سویه ای برقرار می شد. این چاپ سنبلیک و هزینه بر هم بود. ولی خیلی نتایج خوبی داشت. یعنی خیلی مورد توجه جامعه غیر نابینایی قرار می گرفت و مدت ها ادامه داشت که به هر حال بعد از تغییر و تحولاتی که در مدیریت های مؤسسه ایران و روزنامه ایران سپید اتفاق افتاد، متوقف شد. یک کار دیگری که باز در همان زمان شروع کردیم این بود که به مناسبت هایی ما یک صفحه را در روزنامه ایران به نام ایران سپید منتشر می کردیم که آنجا مطالبی را که جامعه باید می دانست درباره نابیناها منتشر می کردیم. این هم تا مدتی بود که خب من تا 7 – 8 سالی دور بودم. از پارسال که برگشتم، چند نمونه را شروع کردیم و الآن قرار بر این است که انشاء الله از 6 ماهه دوم سال ما این صفحه را در روزنامه ایران به طور ثابت داشته باشیم. فعلاً صحبت این را کرده ایم که تا یکی دو ماه حتماً ماهانه 1 صفحه و ماه های بعد می رویم به طرف هفتگی که حتماً هر هفته ما یک صفحه ایران سپید را به طور اختصاصی منتشر بکنیم. فکر می کنم ابزار اثر گذاری خوبی روی جامعه باشد.

نوری: آقای معینی! مصاحبه شما قرار است روز عصای سفید، روز جهانی نابینایان روی سایت برود. در آخر سخن پایانی اگر با دوستان به این مناسبت دارید بفرمایید.

معینی: روز جهانی نابینایان را قطعاً گرامی می داریم. عموماً من محافظه کارم در این که تبریک بگویم. بیشتر می گویم گرامی می دارم. چون که فکر می کنم بین این دو تا تفاوت هست. به هر حال نابینا شدن تبریک ندارد. این واقعیت را باید بپذیریم. اما گرامی می داریم به دلیل این که این روز فلسفه وجودیش گرامی داشت جایگاه اجتماعی افراد نابیناست. چون یک نگاه حقوقی-اجتماعی پشت این فلسفه وجودی است و شما می دانید که روز جهانی نابینایان در واقع روز عصای سفید است و این سمبل استقلال افراد نابیناست. در نتیجه من از این جهت این روز را گرامی می دارم.

بالطبع همیشه شعارم این بوده و اعتقاد راسخ به این دارم که این مناسبت های جهانی مناسبت هایی برای اینکه ما دور هم جمع شویم، موسیقی بزنیم، یک چهار تا جایزه ای به هم بدهیم یک بادکنکی هوا کنیم نیست. نه اینکه من با اینها مخالفم. اینها هم سر جای خودش خوب است. اما فکر می کنم این روزها مناسبتیست که جامعه نابینایان هر سال این را سالروز آغاز تقویم نابیناییش بداند. به عبارت دیگر، نوروز ما بشود 23 مهر تا نوروز دیگری که 23 مهر سال بعد است و در این یک سال برگردیم و نگاه بکنیم که وضعیت نابینایان چقدر فرق کرده در کشور. چقدر ما گام برداشته ایم به طرف بهبود. چند تا از مشکلاتمان را نسبت به پارسال حل کرده ایم و این در واقع زمینه ای بشود برای ارزیابی عمل کرد خودمان و تبیین مشکلاتی که هنوز حل نشده و ارتباط با مسؤولان، با دولت، با نهاد های مختلف در این روز، برای اینکه توجه آنان را به حل مشکلات مختلف نابینایان، معرفی توانمندی هایشان جلب بکنیم و عملاً از توی روز جهانی نابینایان یک تحولی در بیاید و ما شاهد بهبود شرایط باشیم. نه این که فقط به همدیگر تبریک بگوییم و یک جشن مختصری بگیریم و بعدش هم برویم و برگردیم به همان زندگی قبلی که احتمالاً پر مشکل هم هست. در نتیجه امیدوارم این اتفاق بیفتد هر سال و شاهد بهبود زندگی تمام افراد نابینای کشورمان باشیم و همه مان هم این را بپذیریم، چه جمعی، چه در قالب تشکل، چه فردی، که در قبال این بهبودی مسؤولیم و در این جهت گام برداریم.

نوری: مجموعه مجله صوتی گفتگو برای مجموعه ایران سپید آرزوی موفقیت می کند و امیدوار هستیم که موفقیت های این مجموعه را بیش از پیش بشنویم.

فریبا نوری

پست های مرتبط

بدون پست مرتبط یافت نشد.

One comment

  • درود بر شما. فایل صوتی این بخش دچار مشکل شده است. لطف فرمایید و فایل مورد نظر و لینک دانلود را بررسی نمایید. با سپاس فراوان از تلاش های ستودنی شما.

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *